تبليغاتX
جهان سبز
جهان سبز

منابع طبيعی-محیط زیست

 

اول : مشكل جمعيت

افزایش بی رویه جمعیت و گسترش شهر ها - عکس: س. طراوتی - تهران یكی از بزرگ ترین اشتباهاتی كه انقلاب ایران مرتكب شد آن بود كه در ابتدای انقلاب نه تنها به مهار رشد جمعیت نپرداخت بلكه رشد آن را تشویق كرد . در اثر این سیاست كه تشویق هایی را برای داشتن فرزند بیشتر در نظر می گرفت ( مانند اعطای زمین به خانواده های ده نفره و در اولویت قرار دادن این خانواده ها ) جمعیت ایران كه در اوایل انقلاب حدود 36 میلیون نفر بود در سال 70 به قریب 59 میلیون نفر افزایش یافت ( یعنی ظرف 23 سال 23 میلیون نفر به آن افزوده شد و 65 درصد رشد كرد ) . پس از آن نیز رشد جمعیت با سرعتی كم تر ادامه یافت بطو.ری كه اكنون جمعیت كشور قریب 68 میلیون نفر است .

این رشد سریع جمعیت یكی از علل اصلی مشكلاتی است كه اكنون مردم با آن روبرویند . در ابتدا شیر خشك و لوازم بهداشتی كودكان كم بود . سپس مدارس ابتدایی سه شیفته شد. پس از آن نوبت به دبیرستان ها رسید كه جای كافی نداشت و پس از آن مشكل كنكور و كمبود دانشگاه داشتیم و اكنون نیز با كمبود شغل و قیمت سرسام آور مسكن روبروئیم . نابودی محیط زیست، جنگل ها، مراتع، باغات و غیره نیز یكی از عواقب اصلی این رشد بود .

خوشبختانه دولت ایران مشكل را پس از چند سال تشخیص داد و از سال 1369 با نشان دادن انعطافی خردمندانه تغییر جهتی بزرگ در سیاست جمعیتی كشور ایجاد و مبارزه ای همه جانبه با رشد جمعیت آغاز كرد . این مبارزه به یكی از موفق ترین و فراگیر ترین كوشش ها برای آهسته كردن رشد جمعیت تبدیل شد كه تا كنون در كم تر كشوری سابقه داشته است . در این مبارزه وزارت بهداشت و درمان . وزارت آموزش و پرورش . رادیو و تلویزیون و مطبوعات و بسیاری از روحانیون بزرگ شركت داشتند و لذا ایران پیشتاز برنامه تنظیم خانواده ای شد كه همه انواع وسایل پیشگیری از بارداری را از طریق 15000 خانه بهداشت بطور رایگان ارائه می داد . از آن مهم تر این كه ایران اولین كشور مسلمانی بود كه عقیمی مردان را ترویج می كرد و نیز زوج ها را مكلف می كرد برای اخذ مجوز ازدواج دوره آموزشی دو روزه ای را در زمینه تنظیم خانواده بگذرانند .

این اقدام دولت موجب شد كه ظرف چند سال متوسط تعداد فرزندان خانواده های ایرانی از 7 فرزند به كم تر از 3 فرزند سقوط كند . نرخ رشد جمعیت ایران كه یكی از بالا ترین نرخ های رشد جمعیت جهان بود اكنون تنها اندكی با نرخ رشد جمعیت آمریكا تفاوت دارد . این سیاست جمعیتی صحیح موجب شد كه ایران از فرو رفتن در مرداب بحرانی كه می توانست بسیار از آنچه فعلا با آن روبروئیم شدیدتر باشد ایمن بماند . این موفقیتی بزرگ بود كه تا حدی عواقب سیاست جمعیتی نادرست اوایل انقلاب را جبران كرد . اما این موفقیت برای حل مشكل كافی نیست .

جمعیت ایران بسیار جوان است و قدرت جهش زیادی دارد . هر چند تنظیم خانواده اكنون در میان خانواده ها جا باز كرده و كاملا جا افتاده است و در عین حال تورم و گرانی همه خانواده ها را شدیدا نگران كرده و از داشتن فرزند بیشتر بر حذر می دارد، به مرور زمان به علت تعداد زیاد افراد جوان بر جمعیت ما افزوده خواهد شد . طبق برآوردها تا یك نسل دیگر بین 20 تا 30 میلیون نفر برجمعیت ما افزوده خواهد شد . حتی اگر برآورد خوشبینانه و دست پایین یعنی 20 میلیون نفر را در نظر بگیریم می بینیم كه حتی تحمل 20 میلیون نفر دیگر در این سرزمین آن هم ظرف 20 تا 25 سال آینده بسیار مشكل خواهد بود .

هم اكنون نرخ بی كاری كشور بسیار بالا و طبق برخی برآوردها حدود 35 درصد است و اگر نرخ بی كاری پنهان را هم بر آن بیافزائیم میزان آن سرسام آور می شود . به علت تركیب بسیار جوان جمعیت كشور، قطعا در سال های آینده تعداد جوانان جویای كار و مسكن در كشور بسیار افزایش خواهد یافت . لذا جامعه ناچار خواهد شد بخش بزرگی از پس انداز خود را صرف اشتغال جوانان و توسعه اقتصادی كند . اما اضافه شدن حداقل 20 میلیون نفر دیگر به جمعیت كشور . بخصوص اگر این 20 میلیون نفر خیلی سریع به جمعیت اضافه شوند . بار سنگینی است كه كمر جامعه را خم می كند و افزوده شدن سریع این جمعیت تمام دستاوردهای توسعه را نابود یا حداقل تضعیف خواهد كرد . پس چه باید كرد؟

تردیدی نیست كه جمعیت كشور قبل از این كه به ثبات برسد بین 20 تا 30 میلیون نفر رشد خواهد كرد . اما اگر سیاست آگاهانه ای در قبال آن اتخاذ كنیم می توانیم این رشد تقریبا گریز ناپذیر را به تاخیر اندازیم . این كه این جمعیت اضافی ظرف 5 سال به جمعیت كشور افزوده شود یا ظرف 20 سال . مسئله ای است كه اهمیت بسیار دارد و به سیاست جمعیتی كشور مربوط می شود . هر كشور می باید همان طور كه سیاست داخلی یا خارجی معینی دارد سیاست جمعیتی دقیق و مشخصی نیز داشته باشد . سیاست جمعیتی ما می باید در 20 سال آینده بر چند اصل استوار باشد:

1 – تشویق جوانان به ازدواج برای جلوگیری از فساد
2 – حمایت از خانواده تك فرزندی یا حداكثر دو فرزندی
3 – تشویق زوج ها به ایجاد تاخیر در فرزند دار شدن ( فاصله گذاری بین فرزندان حداقل به مدت 5 سال )
4 – سیاست های بازدارنده و تنبیهی در مورد زوج هایی كه بیش از دو فرزند می خواهند یا فاصله گذاری را رعایت نمی كنند.

اهداف فوق را می توان از طریق سیاست دولت در زمینه مسكن و مثلا در نظر گرفتن یارانه و كمك مسكن برای زوج های جوان و بدون فرزند یا تك فرزند و دریغ داشتن آن از زوج هایی كه فرزند بیشتری می آورند و فاصله گذاری را رعایت نمی كنند یا با مكانیسم هایی مشابه آن مورد حمایت قرار داد . بدیهی است كه موارد فوق تنها یك مثال است و طرح اجرایی لازم برای دستیابی به اهداف فوق می باید با كار كارشناسی فشرده و دقیق . البته ظرف مدتی كوتاه . تهیه شود .

دوم : صنعت اتوموبیل

یكی از بزرگ ترین مشكلات زیست محیطی كشور از سیاست انرژی و صنعت اتوموبیل آن نشات می گیرد . وزارت صنایع با افتخار اعلام كرده كه هدف دولت آن است كه تا یكی دو سال آینده سالانه 1000000 اتوموبیل تولید كند . از آنجا كه بخش عمده صنعت اتوموبیل ایران دولتی است و قاعدتا باید منافع ملی راهنمای حركت آن باشد نه صرف سودآوری، مشخص نیست كه بر اساس چه ارزیابی از منافع ملی این رقم هدف گیری شده است . آیا اتوموبیل كم داریم ؟ یا این كه در شهرها دیگر جا برای اتوموبیل نیست ؟ آیا ترافیك كشنده تهران و برخی شهرهای بزرگ زندگی را بر مردم سخت نكرده و آنها را بیزار نمی كند ؟ آیا آلودگی هوا و آلودگی صوتی در تهران و دیگر شهرهای بزرگ زندگی و سلامت مردم را به خطر نیانداخته است ؟ پس اصرار برای تولید هر چه بیشتر این اتوموبیل های كم كیفیت ناشی از چه تحلیلی است ؟

وابستگی ما به اتوموبیل بحدی زیاد است كه باید گفت شهرهای ما عملا برای اتوموبیل ساخته می شود نه برای انسان ها . هر جا درخت و فضای سبز بر سر راه اتوموبیل یا بر سر راه توسعه شهر قرار گیرد قطعا قربانی خواهد شد،. پیوسته برتعداد بزرگ راه ها افزوده می شود اما این كار تنها مدت كوتاهی وضعیت ترافیك را بهبود می بخشد . و اندك زمانی بعد امواج ورودی اتوموبیل این بزرگ راه ها را نیز در می نوردد . این كار تنها بدان می ماند كه برای راحتی كسی كه چاق است كمر بند او را شل تر كنیم . مدت كوتاهی بعد شكم وی جلوتر خواهد آمد و باز هم كمربند او تنگ خواهد شد . بدیهی است كه تنها راه حل مشكل او جلوگیری از اضافه وزن است . در مورد ترافیك فلج كننده تهران نیز راه حل كاهش عرضه است و سرمایه گذاری در زمینه حمل و نقل عمومی اما متاسفانه اكنون همه بر طبل افزایش تقاضا می كوبند و همه روزنامه ها و رسانه های عمومی مملو از تبلیغات مربوط به فروش خودرو است . ترافیك سنگین تهران منشا اصلی آلودگی هوای تهران است كه سالانه تعداد زیادی بیمار ریوی و قلبی بر جای می گذارد ، منشا تنش عصبی مردم است، مقدار زیادی وقت و انرژی را تلف می كند و بزرگ ترین مصرف كننده بنزین وارداتی است .

این ترافیك هر روز زندگی ده میلیون نفر را در دست خود می گیرد و می فشارد. پس آیا نباید به عنوان یك اولویت كاری بدان پرداخت ؟ هر دولتی كه این مشكل را حل كند در قلب مردم جای خواهد گرفت .

افزون براین مشكل تولید اتوموبیل زیاده از حد ( یا واردات بی رویه آن ) تنها به شهرها منحصر نمی شود . طبق برآوردها هر اتوموبیل جدید به 200 تا 700 متر مربع زمین نیاز دارد . در كشورهای پیشرفته یا كشورهایی كه زمین زیادی در اختیار دارند، مانند آمریكا و كانادا و برزیل، این مقدار 700 متر به ازای هر اتوموبیل است كه صرف احداث جاده . خیابان . پاركینگ و غیره می شود . در كشورهای پر جمعیتی مانند هند این عدد به 200 متر كاهش می یابد . حال اگر برای ایران هم همین رقم حداقل را در نظر بگیریم در می یابیم كه با تولید و واردات یك میلیون اتوموبیل در سال حداقل در هر سال 20000 هكتار زمین از دست خواهیم داد و بخش بزرگی از این زمین را زمین های كشاورزی مرغوب و باغات تشكیل خواهد داد . بدین ترتیب اتكای بیش از حد بر اتوموبیل نه تنها شهرهای ما را غیر قابل سكونت می كند بلكه كشاورزی ما را نیز بشدت تضعیف و منابع طبیعی و جنگل های ما را نیز نابود خواهد كرد .

اتوموبیل تحرك را افزایش می دهد . اما از یك نقطه به بعد دیگر این كار كرد خود را از دست می دهد و به باری سنگین بر دوش جامعه تبدیل می شود . تقلید یا پیروی كوركورانه از مدل توسعه اقتصادی غرب كه اتوموبیل در مركز آن قرار دارد راه به جایی نمی برد . ما با توجه به درآمد سرشار نفت می توانیم بهترین وسایل نقلیه عمومی را در اختیار مردم قرار دهیم و میزان تولید یا واردات اتوموبیل را در حدی بسیار پائین تر از سطح فعلی نگاه داریم و در عین حال شادی و سرزندگی بیشتری در شهرها ایجاد كنیم و از زمین های كشاورزی و منانع طبیعی خود نیز حفاظت كنیم . میزان نیاز ما به اتوموبیل را باید طرح ارزیابی زیست محیطی تعیین كند نه سود دهی صنعت اتوموبیل . كارخانجات فعلی اتوموبیل سازی را می توان به پیشرفته ترین صنایع زیست محیطی تبدیل كرد و یا كارگران آنها را در پروژه های دیگر به كار گرفت و حتی در صورت ایجاب دستمزد آنها را تا زمانی كه شغل دیگری بیابند پرداخت كرد زیرا بهبود وضعیت ترافیك تهران و شهرهای بزرگ چنان صرفه جویی عظیمی در پی دارد كه تمام این پرداخت ها را جبران خواهد كرد . شهرها باید برای مردم ساخته شوند نه برای اتوموبیل .

سوم : بازگشت به سنت ها

كشور ما كشوری است باستانی كه پیشینه دیرینه ای از تمدن و فرهنگ دارد و مردم آن طی قرون و اعصار سنت های زیست محیطی درخشانی به وجود آورده اند . ما سنت های بسیاری در زمینه معماری . آبیاری . درختكاری . عایق سازی اماكن مسكونی . پرورش گیاهان و غیره داریم كه همه آنها حاصل قرن ها زندگی و مبارزه با طبیعت خشك كشور است . كشوری كه در عین حال در بسیاری از مناطق كوهستانی است . كشوری كه از چهار فصل كامل برخوردار است كه در كم تر كشور دیگری مشاهده می شود . این سنت ها می تواند در بسیاری بخش ها با صنعت مدرن و صنایع زیست محیطی پیشرفته هماهنگ شود و به كار گرفته شود . متاسفانه غرب گرایی كارشناسان ما باعث كنار گذاشته شدن كامل این سنت ها شده است . یكی از قوی ترین این سنت ها در زمینه معماری است .

معماری شهرهایی مانند یزد . اصفهان . كرمان و غیره نمونه ای از معماری سنتی ایران است كه بخش هایی از آن می تواند هم اكنون به صورت مستقل و یا در تركیب خلاق با فن آوری های نوین زیست محیطی یا فن آوری های سازگار با محیط زیست به كار گرفته شود . این معماری . انسانی است . نیازها و حوایج زندگی انسان را مد نظر قرار می دهد و در عین حال زیبا است.

شهرهای ایران اكنون شهرهایی بی هویت و زشت شده اند . سنگ سفید و شیشه رفلكس آبی رنگ، آجر اصفهان و بنای سبك رومی در كنار آپارتمان های بلند بتونی قرار گرفته است و همه جور تركیب زشت و زیبا را در خیابان ها می توان دید كه هیچ مقرراتی برآنها حاكم نیست و نشانه ای از معماری ایرانی و اسلامی در آن دیده نمی شود . حتی جكوزی و سونا كه عمدتا در مناطق بسیار سرد كه در آنها تابش آفتاب كم است برای جبران كمبود آفتاب و كمبود هوای گرم به كار می رود اكنون در معماری ایران به شاخص پیشرفت مبدل شده است.

شهرها پیوسته از همه سو رشد می كنند . حاشیه نشینی پیوسته گسترش می یابد و خدمات رسانی روز به روز مشكل تر می شود و چهره شهرها زشت تر و بدین ترتیب هویت ایرانی كه بخش بزرگی از آن در معماری شهرهای آن منعكس بود از بین می رود . باید فكری كرد و توسعه شهرها و ساخت و ساز را به نحوی سامان داد كه چنین امری اتفاق نیافتد و این روند معكوس شود. شهر محل زندگی انسان است و باید معماری آن آرامش بخش و دلپذیر و مطابق سنت ها و ذوق و سلیقه ساكنان آن باشد وگرنه عوارض روحی روانی بسیاری را بر ساكنان خود تحمیل خواهد كرد.

سنت درختكاری و احترام به طبیعت نیز از قدیم در ایران بسیار قوی بوده اما اكنون این سنت به دست فراموشی سپرده شده و یا امكان آن از مردم گرفته شده . در هنگام صدور پروانه ساختمان همه چیز بشدت كنترل می شود غیر از ضرورت كاشت درخت و فضای سبز. از هیچ متقاضی خواسته نمی شود كه در زمینی كه می خواهد در آن بنایی بسازد درختی نیز بكارد. همه جا استفاده از پلاستیك تشویق می شود و آن قدر این امر رواج یافته كه حاشیه تمام جاده های ما از پلاستیك پوشیده شده . حال آن كه قبلا تمام مردم ایران برای حمل و نقل میوه و سبزی و غیره از پارچه های كرباسی و قابل شستشو كه می تواند بارها به كار رود استفاده می كردند . در زمینه كشاورزی و آبیاری و غیره نیز سنت های بسیار قدرتمندی داشته ایم كه اكنون هیچ توجهی به آنها نمی شود .

مسلم است كه همه این سنت ها را نمی توان به كار گرفت و مو به مو اجرا كرد و باید شرایط زندگی امروزی و انبوهی جمعیت و مصرف شدید انرژی و غیره را در نظر گرفت اما با احترام به سنت ها و احیای آن بخش هایی كه هنوز قابل استفاده است می توانیم زندگی بهتری برای مردم بسازیم و هزینه بسیاری را صرفه جویی كنیم و از در افتادن به دامی كه تقلید كور كورانه ایجاد كرده است پرهیز كنیم. این مهم مستلزم كار كارشناسی عظیم و انجام تحقیقات وسیعی در این زمینه است تا مشخص شود چگونه می توانیم هویت خود را باز یابیم و از توانایی های خود استفاده كنیم بدون این كه علوم و پیشرفت های واقعی و شرایط جدید را نا دیده بگیریم . اگر هویت ایرانی خود را نشناسیم از محیط زیست ایران نیز حفاظت نتوانیم كرد.

انجام آنچه طی سه بند فوق بدان اشاره شد برای آینده مردم این سرزمین بسیار اهمیت دارد اما اجرای آن كار ساده ای نیست زیرا به شجاعت بسیار و عزم راسخ ملی نیاز دارد.


دکتر حمید طراوتی

نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 15:43 توسط نيما خانزاده| |

سقراط:به درگاه مردان با اراده،خشم و غضب راه ندارد.

فيثاغورث:برای تربيت اراده بهترين وقت ايام جوانی است.

افلاطون:نيرومندترين مردم آن است كه بر خشم خويش غالب آيد.

سقراط:اگر می خواهی هستی را بشناسی خودت را بشناس.

فيثاغورث:خشم با ديوانگی آغاز می شود و با پشيمانی پايان می پذيرد.

افلاطون:اخلاق را طوفانهای روزگار تقويت می كند.

كنفسيوس:يك مرد عصبانی هميشه مملو از زهر است.

كنفسيوس:نيكان به ادب سخن می گويند،اما نه هر كه ادب دارد نيك است.

سقراط:شيرينی يكبار پيروزی به تلخی صد بار شكست می ارزد.

سقراط:انسان پيوسته در جستجوی سعادت و خوشبختی است.

ارسطو:ضايع ترين اوقات زندگی وقتی است كه در غير طلب حق و بيهوده صرف شود.

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 11:51 توسط نيما خانزاده| |

در حالی که در سالهای گذشته مرگ و میر ناشی از گرمای هوا تیتر درشت اغلب رسانه های سراسر جهان بود، اخیراً طبق آمار، سرما و به ویژه تأثیرات آن بر افزایش آلودگی هوا بسیار مرگبارتر است بخصوص مرگ و میر در میان افراد مبتلا به بیماریهای قلبی و تنفسی بسیار بیشتر است.

در حالی که در سالهای گذشته مرگ و میر ناشی از گرمای هوا تیتر درشت اغلب رسانه های سراسر جهان بود، اخیراً طبق آمار، سرما و به ویژه تأثیرات آن بر افزایش آلودگی هوا بسیار مرگبارتر است بخصوص مرگ و میر در میان افراد مبتلا به بیماریهای قلبی و تنفسی بسیار بیشتر است.
نخست این پرسش مطرح می شود که چه میزان از سرما و دمای پایین را باید خطرناک به شمار آورد؟
تاکنون در اتحادیه اروپا در حوزه هواشناسی «سرما» به طور رسمی تعریف نشده است، اما طبق یک طرح ارائه شده در هند «سرمای خطرناک» به دوره ای اطلاق می شود که در آن ۹ روز پی در پی کمترین دما به منفی ۵ درجه سلسیوس یا کمتر رسیده باشد و یا در ۶ روز پیاپی پایین ترین دما به منفی ۱۰ درجه سلسیوس یا پایین تر برسد.
همه ما روزانه هوای مورد نیاز را برای تنفس با انواع گازهای آلاینده موجود در هوا آلوده می کنیم. این در حالی است که میزان این آلودگی در سرما و قاعدتاً در فصل زمستان بسیار بیشتر است.
از آنجا که آب و هوا (باد و باران) تأثیر عمده ای در پاکسازی، رقیق سازی و در نهایت انتقال هوای پاکیزه به بدن دارند، لذا شرایط آب و هوایی نامساعد و در این میان سرمای بیش از حد، میزان آلودگی هوا را به حد محسوسی می رساند.
نامساعد بودن شرایط آب و هوایی بدان معناست که هوای آلوده نمی تواند با هوای پاکیزه جو ترکیب شده، رقیق و در نهایت به ریه های ما منتقل شود. این وضعیت زمانی اتفاق می افتد که به علت سردتر و سنگین تر بودن هوای پایین حرکت صعودی و جابه جایی هوا وجود ندارد و هوا به حالت سکون در می آید، چنین وضعیتی «وارونگی» نامیده می شود.
پدیده وارونگی در شهرهای بزرگ و پرترافیک اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا در این حالت به علت ساکن بودن هوا، دود و سایر گازهای ناشی از خودرو و ماشین آلات در هوای راکد باقی می ماند و نمی تواند پراکنده شود.
در زمستان سال ۲۰۰۶ این پدیده در دو مرحله در اروپا روی داد که به گفته کارشناسان فشار گرد و غبار به ویژه در مرحله دوم به بیش از ۲ برابر میزان موجود رسید. این میزان فشار زیاد نه تنها در منطقه باسل آلمان که به بخشهایی از مناطق کشور سوئیس نیز کشیده شد. به منظور انجام سلسله اقدامات مقابله با این پدیده، در ۱۱ استان آلمان و سوئیس از ۴ تا ۸ فوریه ۲۰۰۶ در شبکه بزرگراه های این استانها میزان سرعت مجاز خودروها ۸۰ کیلومتر تعیین شد و در شهر باسل نیز حداکثر سرعت مجاز برای همیشه به ۸۰ کیلومتر در ساعت محدود شد.
با رعایت منظم این قانون حجم ترافیک در مقایسه با روزهای گذشته ۱۵ درصد کاهش یافت و در نهایت به رفع حالت وارونگی انجامید که در این میان به عقیده کارشناسان باد و باران سهم عمده ای در کاهش تراکم گرد و غبار درهوا داشته اند.
با استناد به این طرح، شورای استان باسل در آلمان در سال ۲۰۰۷ طرحی را به تصویب رساند که شامل یک مرحله اطلاع رسانی و دو مرحله عملی می شد. به این ترتیب که در صورت رسیدن میزان تراکم آلاینده ها به ۵۰ میکروگرم بر مترمکعب، مراکز استانها وضعیت موجود را به اطلاع مسؤولان مربوطه رسانده و به طور داوطلبانه درخواست انجام اقدامات لازم را بنمایند.علاوه بر آن، در صورتی که میزان تراکم از بیش از ۱۰۰ میکروگرم بر مترمکعب بالا برود، به طوری که به شرایط آب و هوایی پایداری برسد، مرحله اول طرح وارد عمل می شود.
این مرحله شامل قانون سرعت ۸۰ کیلومتر در بزرگراه ها، ممنوعیت سبقت کامیونها و سوزاندن مواد مقاومی است که برای دستگاه های گرمایش رفاهی مورد استفاده قرار می گیرد.در صورتی که تراکم موجود به بیش از ۱۵۰ میکروگرم بر مترمکعب برسد، مرحله دوم طرح عملی می شود که این مرحله شامل محدودیت کاربرد ماشینهای بزرگ بدون فیلتر گرد و غبار است.
همان گونه که اشاره شد، یکی از تأثیرات مهم سرما که منجر به افزایش آلودگی هوا می گردد، بالا رفتن گرد و غبار و سایر آلاینده هاست. لازم به یادآوری است، «گرد و غبار» از ذرات بیشماری تشکیل شده است که بخشی از این ذرات از سوخت ناقص مواد سوختی، جریانات صنعتی، انحراف لاستیک خودروها، انحراف از سطح خیابانها و خطوط ریل، انحراف ترمز و همچنین گازهای حاصل از تأسیساتی که سوخت عمده آنها چوب می باشد، ناشی می گردد.
بخش دیگری از این ذرات نیز حاصل مواد گاز گونه ای چون آمونیاک، دی اکسید گوگرد و دیگر ترکیبات است که بسته به شرایط موجود، این ترکیبات می توانند تا حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد حاوی انواع آلاینده ها باشند.
به گفته پزشکان و کارشناسان، ذرات بسیار ریز دوده ها بیش از همه تهدیدکننده سلامتی انسانهاست. این ذرات که خاصیت سرطان زایی دارند، هر چقدر کوچکتر باشند به همان اندازه عمیق تر وارد رگهای ریه سپس وارد لنف و خون شده و سرانجام در تمام نقاط بدن تقسیم می شود.بر این اساس، گرد و غبار عامل مهم ایجاد بیماریهای تنفسی نظیر نارساییهای تنفسی، سرفه های مزمن، برونشیت، سرطان ریه و همچنین ناراحتیهای قلبی و گردش خون محسوب می گردد.
به گفته کارشناسان بیشترین میزان مرگ و میر ناشی از سرما در سالمندان، کودکان، افراد مبتلا به بیماریهایی قلبی، سکته های مغزی و بیماریهای تنفسی مزمن و یا آسم دیده می شود. در حدود نیمی از مرگ و میرهای ناشی از سرما در اتحادیه اروپا در افراد مبتلا به ناراحتیهای قلبی و ۲۵ درصد مرگ و میرها در افراد مبتلا به نارساییهای تنفسی بوده است.
به گفته پزشکان تأثیر یک دوره سرما بر تعداد مرگ و میر ناشی از ناراحتیهای قلبی ۷ تا ۱۴ روز بعد از شروع سرما و در نارساییهای تنفسی ۱۵ تا ۳۰ روز بعد از شروع سرما روی می دهد.علاوه بر آن، سرما از طریق برخی مکانیسم های بدن نیز تهدیدکننده سلامتی است، از آن جمله می توان به افزایش فشار خون، افزایش نیاز به اکسیژن در ماهیچه های قلب و بالا رفتن تعداد گلبولهای قرمز اشاره کرد.
به گفته صاحبنظران، عواقب ناشی از افزایش آلودگی هوا در فصل سرما و به ویژه از طریق بالا رفتن گرد وغبار و دیگر آلاینده ها حایز اهمیت است، به طوری که در کشور سوئیس طبق ارزیابیهای موجود سالانه ۱/۷ میلیون روز در نتیجه بیماریهای ناشی از آلودگی هوا در سرما، روند تولیدات اقتصادی به تعطیلی می انجامد.

نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 16:7 توسط نيما خانزاده| |
قرن بیستم و خصوصا" نیمه دوم آن قرنی سرشار از تحولات سریع و بی سابقه در محیط زیست جهان بود. اثرگذاری انسان بر طبیعت اطرافش به جایی رسیده که دارای ماهیت و اهمیت جهانی شده و متاسفانه این تاثیرات از سرعت سرسام آوری نیز برخوردار گردیده است.

قرن بیستم و خصوصا" نیمه دوم آن قرنی سرشار از تحولات سریع و بی سابقه در محیط زیست جهان بود. اثرگذاری انسان بر طبیعت اطرافش به جایی رسیده که دارای ماهیت و اهمیت جهانی شده و متاسفانه این تاثیرات از سرعت سرسام آوری نیز برخوردار گردیده است.دیگر تقریبا" هیچ زیستگاه یا اکوسیستم طبیعی در سطح زمین وجود ندارد که لااقل اندکی دستخوش تغییر نگردیده باشد.اما تحولات زیست محیطی زاییده فعالیتهای بشری، اگرچه از دیر باز آغاز گردیده است اما هیچگاه باندازه چند سال گذشته مورد توجه نبوده و قبلا" به هیچ عنوان نگرانیهای مجامع بشری در این رابطه این قدر با بدبینی عجین نشده بود.
با توجه به قدرت تفکر و تعقل انسان،چنین انتظار میرفت که بشر هر روز بیش از گذشته به قدرتی تبدیل شود که بتواند معیارهای ارزشمند محیط زیست را حفاظت و بهبود بخشد اما بالعکس به نظر می رسد که انسان بطور روزافزون به نیرویی مقتدر تبدیل میشود که مایه ایجاد آشفتگی در بستر حیات خود و قطع ریشه های هستی اش میگردد.
این برداشت غیرقابل انکار به جایی رسیده که این فرض که زمین در حال بهبود است بیش از پیش نیازمند دفاع و توجیه است، در حالی که این فرض که کره زمین بطور خطرناکی در حال از بین رفتن است ، به هیچ یک از این دو رفتار نیازی ندارد!
در هر حال امروزه اغلب مسایل و مشکلات و تنگناهای زیست محیطی دیگر بعنوان یک موضوع محلی و یا حتی ملی بشمار نمی آیند و با توجه به وابستگی متقابل و غیر قابل تفکیک محیط زیست با مباحث کلان انسانی از جمله اقتصاد ، فرهنگ ، توسعه ، سیاست و بویژه نوع خاص آن یعنی ژئوپلتیک ، اخلاق ، فلسفه وعرفان و بسیاری دیگر از جنبه های مادی و معنوی حیات انسانها ،در واقع هر مشکل زیست محیطی در هر اندازه وحتی محدود در داخل مرزهای قراردادی یک کشور مشکلی برای کل جهان ونوع بشر بشمار می آید.
در این مقاله سعی شده تا با تأکید بر ارتباط محیط زیست با مسایل ژئوپلتیک و نیز اقتصاد و فقر،گوشه ای از اهمیت آن را بیان و نیز توجه هرچه بیشتر سیاستمداران،عقلا و تصمیم سازان اجتماعی و فرهنگی کشور را به این مسئله اساسی جهان امروز معطوف نماید.
● ژئوپلتیک :
ژئوپلتیک،مطالعه روابط و کشمکش های بین المللی از دیدگاه جغرافیایی است.بر اساس این تعریف،موقعیت ، مسافت و چگونگی توزیع منابع انسانی و طبیعی تأثیرات قابل توجهی بر روابط بین المللی دارند.
جغرافیا دارای دو زیرشاخه اصلی است،جغرافیای طبیعی و جغرافیای انسانی.جغرافی طبیعی موقعیت و توزیع جنبه های مختلف سیستمهای طبیعی زمین مثل آب و هوا،پوشش گیاهی مناطق مختلف و اقلیمها، علل پیدایش عوارض سطح زمین و شناخت روابط فیزیکی بین آنها را مورد توجه قرار میدهد و جغرافیای انسانی روابط بین جوامع انسانی ،فرهنگها و تمدنها و گستردگی آنها را در کانون توجه خود دارد.ژئوپلتیک، زیر مجموعه ای از جغرافیای انسانی است.
یک ژئوپلتیست،دانش اجتماعی ،اقتصادی،سیاسی ،فرهنگی و نیز نیروهای زیست محیطی را بعنوان شکل دهنده فعالیت بشر در نقاط مختلف جهان در تحلیل های خود مورد استفاده قرار میدهد.
امروزه بخش قابل ملاحظه ای از روابط بین الملل حول محور محیط زیست صورت می گیرد.اگر بدانیم که استفاده روزافزون از منابع زیستی و به تبع آن تخریب سیاره زمین پدیده هایی هستند که اثرات آنها بندرت در درون مرزهای قراردادی یک کشور محدود میگردند،آشکارا به این نتیجه می رسیم که موضوعات زیست محیطی می توانند دقیقا" از موضع ژئوپلتیک مورد بررسی واقع شوند.
اما محیط زیست دقیقا" چیست ؟بنا به یک تعریف ساده محیط زیست عبارت است از همه عناصر جاندار یا بی جان طبیعتی که پیرامون انسان را فرا گرفته و همه آنها با یکدیگر دارای ارتباطی متقابل می باشند.دانشمندان در قرن نوزدهم واژه زیستکره را برای تعریف محیط زیست زمین و ارتباط بین ارگانیزمها و عناصر بی جان آن بکار گرفتند.
در سطحی محدودتر،زی بومها یا اکوسیستمها،به محدوده های وسیعی از سطح زمین اطلاق میگردند که در برگیرنده گونه های خاص گیاهی و جانوری و تأثیرات متقابل همه عوامل درونی این مجموعه بر یکدیگرند.
به لحاظ نظری ،انطباق مرزهای قراردادی سیاسی کشورها بر مرزهای اکوسیستمی موجود در جهان امری محال یا لااقل بسیار مشکل است.بعنوان مثال،پرندگان مهاجری که در فصول سرد سال از سیبری به ایران و یا دیگر کشورهای واقع در عرض های پایین تر جغرافیایی مهاجرت و مجددا" باشروع گرما به زیستگاههای اولیه خود باز میگردند و یا غازهای وحشی که در دوران جنگ سرد بین آمریکا و شوروی سابق بدون توجه به مسایل و کشمکش های سیاسی موجود،بین این دو کشور مهاجرت میکردند.
بر این اساس،دیدگاه محیط زیست در بحث ژئوپلتیک،به درگیریهای بین المللی و روابطی اشاره دارد که در سطح جهانی با تأثیر بر زیستکره یا سطوح منطقه ای ،بین دو یا چند کشور بروز میکند.
منابع طبیعی سیار یا اصطلاحا" منابع ناپایدار،بدلیل برخورداری از نیروی بالفعل خود برای عبور از مرزهای کشورها،موضوع اصلی درگیریهای ژئوپلتیکی بشمار می روند.ذخایر ماهیها،حوضچه های نفتی زیر زمینی مشترک، رودهای مرزی و دریاها،جانوران وحشی مهاجر و موارد مشابه از این گروه منابع بشمار می آیند که سعی در بهره گیری بیشتر از آنها توسط دولتهای همجوار در بسیاری از نقاط جهان موجب بروز تنش های سیاسی و حتی جنگ گردیده و میگردد.
اما روش صحیح استفاده از یک عنصر یا منبع طبیعی چیست ؟ آیا استفاده از منابع تا حد تهی سازی کامل قابل قبول است ؟ آیا اصولا" دولتها می توانند در داخل مرزهای خود ،مستقلا" تصمیم به بهره برداری هر چه بیشتر از منابع طبیعی به هر ترتیب که می خواهند بنمایند؟پاسخ مثبت به این سؤالات برای بسیاری از منابع همچون حیات وحش،جنگلها،معادن اورانیوم و منابع آبی و حتی هوا یقینا" موجب بروز تنش های اصولی گردیده و چالش انگیز است.
● مفهوم منابع طبیعی کاربردی در ژئوپلتیک :
امروزه دولتهای صنعتی و غربی، مصرف کننده عمده منابع زیستی جهان بشمار می آیند.اما در سالهای آینده ،دولتهای در حال توسعه بدلیل رشد جمعیت و برخورداری از شتاب در رشد صنعتی و اقتصادی و بواسطه آن افزایش سطح استفاده از مواد،نقش فزاینده ای را در تأثیر بر اکوسیستمهای کره زمین ایفا خواهند نمود و البته زمین نیز با کاهش روزافزون منابع مواجه خواهد گردید.
بلی ،منابع طبیعی ذاتا" کمیاب هستند؛ یعنی در کمیت و موقعیت دارای محدودیت می باشند وبا این منطق و الگوی پیش رو در رشد اقتصادی و بهره برداری از منابع،درگیریهای ژئوپلتیکی و جنگ بر سر منابع بشدت افزایش خواهد یافت و البته طرف برنده آن است که منابع بیشتری را ذخیره و یا در
اختیار داشته باشد.به عنوان مثال،گسترش سریع مستعمرات کشورانگلیس در واقع پس از شروع انقلاب صنعتی در اروپا و بدنبال آن تهی شدن این قاره از منابع اولیه طبیعی مورد نیاز صنایع این کشور آغاز گردید.
▪ منابع طبیعی به دو دسته طبقه بندی میشوند:
۱) منابع تجدید شونده،که با بکارگری شیوه های مدیریتی صحیح میتوان در یک چارچوب زمانی تعریف شده و بگونه ای خردمندانه بصورت مستمر از آنها بهره برداری نمود مثل ماهیها،حیوانات وحشی،جنگل،آب شیرین، هوا و ...
۲) منابع غیر قابل تجدید،که از ذخایر ثابتی در جهان برخوردار بوده و در یک محدوده زمانی مشخص به پایان می رسند نظیر سوختهای فسیلی و ذغال سنگ و مواد معدنی.
همانطور که در تعریف بند اول یعنی منابع تجدید شونده گفته شد ،مدیریت اصولی و بهره برداری خردمندانه اصل اساسی پایداری و ایجاد قابلیت تجدید در این منابع است و بدون توجه به این دو اصل،این منابع نیز در اثر بهره برداری بی رویه و یا عدم بکارگیری مدیریت و روشهای اصولی در جایگزینی بموقع آنها و در واقع عدم ایجاد فرصت احیاء و تجدید برای آنها،ناپایا و غیر قابل تجدید خواهند بود!همچنین آب و هوا و خاک چنانچه تا حد عدم امکان بازیابی آلوده شوند،آنگاه جزء منابع غیر قابل تجدید بشمار می آیند.طبق مطالعات سازمان ملل در سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ حدود ۸۹ میلیون هکتار از خاک کره زمین بدلیل عدم استفاده صحیح آنقدر خسارت دیده که دیگر قابل احیاء نیست و ذخایر آب آشامیدنی نیز آنقدر کاهش یافته که در آینده نزدیک به ۸۰ کشور جهان با کمبود جدی آب روبرو خواهند شد.
در مناقشات مرزی،بویژه زمانی که صحبت از منابع زیستی سیال در میان باشد،گاه با زیرکی می توان بگونه ای مرزبندی نمود که حقوق دیگر کشورها نسبت به برخی منابع سلب گردد؛ لذا برخورداری نمایندگان سیاسی کشورها از اطلاعات دقیق زیست محیطی و دانستن ارزشهای منابع مورد بحث کاملا" ضروری و اصلی انکارناپذیر است.
● مهمترین موضوعات زیست محیطی جهانی :
مقیاس جهانی آسیب های زیست محیطی نشان میدهد که تمایز بین کشورهای غنی و در حال توسعه باعث ایجاد یک بحران در بیوسفر کره زمین گردیده است.همه موضوعاتی که در این بخش به آنها اشاره میشود دارای محدوده ای فرامرزی بوده و مستلزم تفاهم و همکاری بین کشورها برای حل آنها می باشند.
۱) گرم شدن کره زمین ( اثر گلخانه ای) :
مصرف سوختهای فسیلی موجب ایجاد دی اکسید کربن و گازهای دیگری میگردد.تجمع و افزایش بیش از حد این گازها در جو زمین،موجب ایجاد لایه ضخیمی از گاز میگردد که همانند پوشش پلاستیکی
گلخانه ها، از بازگشت حرارت مازاد حاصل از تابش نور خورشید به سطح زمین به فضا جلوگیری کرده و گرما را در نزدیکی سطح زمین نگه میدارد و همانند گلخانه باعث گرم شدن هوای زمین میگردد.
در اثر بروز این پدیده زیست محیطی،بنا به تخمین دانشمندان دمای کره زمین در طی قرن حاضر بین ۸/۰ تا ۵/۳ درجه سانتیگراد افزایش می یابد.این اثر از یکسو موجب بروز تغییرات گسترده آب و هوایی در مناطق مختلف زمین و بروز وقایعی نظیر خشکسالی یا بالعکس سیل و طوفانهای شدید می گردد و از سویی دیگر با افزایش سرعت ذوب یخهای قطبی باعث بالا آمدن آب دریاها و اقیانوسها و به زیر آب رفتن بسیاری از مناطق ساحلی و ارضی مستعد سرزمینی خواهد شد.
در سال ۱۹۹۲ در اجلاس زمین در ریودوژانیروی برزیل بیش از ۱۵۰ کشور در قالب کنوانسیون ریو و در ادامه روند پیشرفت این کنوانسیون در سال ۱۹۹۷ نیز ۱۶۰ کشور از جمله ایران ،با امضاء پروتکل کیوتو در ژاپن برای تلاش در جهت کاهش آلودگی ناشی از گازهای گلخانه ای به توافق رسیدند.
۲) کاهش لایه ازن :
دومین نگرانی عمده زیست محیطی با تأثیرات فرامرزی، آسیب دیدگی لایه حفاظتی ازن در اطراف جو زمین است.لایه ازن تقریبا" در ۲۴ کیلومتری بالای سطح زمین اطراف این سیاره را فرا گرفته و با جذب اشعه ماوراء بنفش نور خورشید ،زمین و موجودات زنده آنرا از این تشعشعات زیان آور محافظت میکند.
بنا به تحقیقات دانشمندان،ترکیب گازی کلروفلوئوروکربن(CFC) که در صنایع یخچال سازی، تولید اسپری ها و تولید اسفنج کاربرد فراوانی دارندتأثیر مخرب و کاهنده ای بر ضخامت لایه ازن داشته و حتی موجب ایجاد شکاف در این لایه گردیده است.
گسترش این شکاف در سالهای منتهی به ۱۹۸۵ باعث نگرانی کشورهای جهان گردیده و سرانجام کنوانسیون وین (۱۹۸۵) و پروتکل الحــاقی آن یعنی پروتکل مونترال (۱۹۸۷ ) و اصلاحیه لندن ۱۹۹۰
با توافق بسیاری از کشورها منجمله ایران تنظیم و دولتهای صنعتی را موظف کرد تا مصرف این مواد را به نصف کاهش دهند.
۳) کمبود آب شیرین :
اگر چه ذخایر آب زمین از دیرباز یک منبع زیستی قابل احیاء محسوب میگردید اما واقعیت آن است که این ذخایر،در سطح جهانی مورد تهدید جدی قرار دارند.بیش از ۴۰ درصد از کشورهای دنیا بدلایلی چون رشد جمعیت،توسعه کشاورزی وآبیاری ، آلودگی منابع آب سطحی و زیر سطحی و استفاده های صنعتی با مشکل کم آبی روبرو هستند. نیاز به آب هر ساله حدود ۲/۳ درصد افزایش می یابد. بــانک
جهانی با تشخیص این بحران،تا قبل از سال ۲۰۰۵ حدود۶۰۰ میلیارد دلار در سطح جهان برای افزایش ذخایر آب شیرین و مقابله با خشکسالی هزینه کرد.
حاکمیت بر منابع آبی،یکی از موضوعات مهم ژئوپلتیکی امروز جهان بشمار می آید.حرکت آب بعنوان یک منبع طبیعی سیال و گذر آن از مرزهای قراردادی کشورها موجب ایجاد این حساسیت گردیده است.بعنوان مثال در نقاطی که رودهای بزرگ از چند کشور همسایه می گذرند عملکرد کشورهای بالادست رود بر کیفیت آب و میزان برداشت از آن و یا ذخایر طبیعی موجود در آن،موضوعی است که همواره مناقشه برانگیز است.رود راین در اروپا،رودهای آمودریا و سیردریا در آسیای مرکزی و رودهای گنگ و سند در آسیای جنوب شرقی و رود اردن در خاورمیانه از این دسته رودها بشمار می آیند.کشور ماایران نیز بدلیل اینکه عمده ترین رودهایش از جمله ارس،اروندرود،اترک و هیرمند در مرز مشترک با کشورهای همسایه واقع شده محتاج برنامه ریزی سیاسی خاصی در بهره برداری از این منابع می باشد.
۴) بیابانزایی وکمبود خاک مرغوب :
مساحت خشکی های زمین حدود ۴/۱۳ میلیارد هکتار است.البته همه این مقدار قابل بهره برداری و استقرار نیست.تنها ۲۲ درصد از خشکیهای زمین قابل کشت هستند اما نکته اینجا استکه خاکهای حاصلخیز و مرغوب در اغلب نقاط جهان در معرض فرسایش و نابودی قرار دارند.نتایج بررسیهای علمی نیز بیانگر آن است که ۱۰ تا ۱۱ درصد از خاکهای حاصلخیز جهان به اندازه ای آلوده گردیده اند که احیاء مجدد آنها تقریبا" غیرممکن است.دو سوم از خاک کشورهای در حال توسعه در آسیا و آفریقا بشدت تخریب شده است و بنا به بررسیهای انجام شده ،تخریب و نابودی جنگلها استفاده از روشهای سنتی در کشاورزی،آبیاری غیر اصولی کشتزارها ،استفاده بی رویه از کودهای شیمیایی و آفت کشها و چرای بی رویه دامهای اهلی در مراتع از عوامل اصلی فرسایش و نابودی خاک به شمار می آیند.گسترش روز افزون بیابانها و نابودی مراتع حاصلخیز در بسیاری از نقاط جهان از جمله ایران از تبعات این فعالیتها محسوب میگردد.
۵) آلودگی هوا و بارانهای اسیدی :
بارانهای اسیدی هم یکی از اشکال آلودگی هوا بشمار میروند.گازهای دی اکسید گوگرد و اکسید نیتروژن حاصل از مصرف سوختهای فسیلی، در هوا با بخار آب موجود ترکیب شده و تشکیل اسید سولفوریک و اسید نیتریک را می دهند که به همراه ابرها بر فراز گستره وسیعی از زمین حرکت کرده و هنگام تبدیل ابرها به بارش، این اسیدها به سطح زمین برگشته و موجب تخریب جنگلها ،پوشش گیاهی و حتـی ساختمانها و ابنیه ساخت دست بشر و نیز آلــودگی منابع آبی سطحی و زیـــرزمینی می گردند.به عنوان مثال ۲۵ درصد از جنگلهای اروپا در اثر بارش بارانهای اسیدی خسارت دیده یا نابود شدند.جالب آنکه جهت حرکت جریانهای هوایی در بالای زمین بگونه ای است که معمولا"از مرکز سیاره بطرف شمال حرکت کرده و در نتیجه می توانند آلودگیهای احتمالی ایجاد شده در کشورهای جنوبی تر را به کشورهای شمالی تر زمین منتقل نمایند.
۶) دفع زباله های سمی :
در اثر فعالیتهای صنعتی، مقادیر بسیار زیادی زباله صنعتی سمی بوجود می آید که غالبا" به هنگام دفن، موجب انتقال آلودگی به محیط زیست می شوند.فلزات سمی از قبیل روی، مس،آرسنیک،جیوه و ... همگی برای محیط زیست و حیات موجودات زنده زیان آور هستند.فعالیتهایی چون اکتشاف و استخراج معادن،اصلی ترین عامل تولید ضایعات فلزی سمی و پسماندهای معدنی بشمار می روندو متأسفانه غالبا" بطور غیراصولی دفع میگردند.
حمل و نقل مواد سمی خطرناک و دفع غیراصولی آنها نیز یکی از مشکلات عمده محیط زیست در جهان بحساب می آیند .در ایران نیز دفع موادی از قبیل ضایعات سموم کشاورزی و آفت کشهای تاریخ مصرف گذشته، دفع ضایعات اسیدی حاصل از تصفیه دوم روغن ، ضایعات پالایشگاهی و بسیاری دیگر از پسماندهای صنعتی که از گروه ضایعات سمی و خطرناک بشمار می روند، از مشکلات زیست محیطی کشور محسوب می گردد.
۷) جنگل زدایی و نابودی تنوع زیستی :
درختان جزء منابع تجدید شونده محسوب میشوند اما بشر در طول تاریخ بسیاری از جنگلها و درختان را تا نقطه انقراض نسل نابود کرده است.بسیاری از جنگلهای نیمکره شمالی مورد بهره برداری و تخریب واقع شده اند.در ایران نیز طی ۴۰ سال گذشته مساحت جنگلهای کشور حدود یک میلیون هکتار کاهش داشته است.هر چند درختان جزء منابع سیال نیستند اما تخریب سریع جنگلها می تواند بدلایل زیر تأثیرات ژئوپلتیکی و فرامرزی ایجاد نماید:
الف) حذف پوشش جنگلی باعث فرسایش سریع خاک و آلودگی رودها و منابع آبی میگردد.
ب) ظرفیت جذب دی اکسید کربن و تولید اکسیژن کاهش یافته و پدیده گرم شدن زمین تشدید میگردد.
ج) به تنوع زیستی کره زمین آسیب های جدی وارد میشود.
تنوع زیستی، یعنی مجموع گونه های گیاهی،جانوری،میکروارگانیزمهاو همه اکوسیستمها و فرآیندهای اکولوژیکی مربوطه.بدون تردید می توان ادعا کرد که همه مشکلات زیست محیطی در جهان که بشر در خلق آنها نقش دارد، به نوعی، تهدید برای تنوع زیستی بشمار می آیند.طی ۳۰۰ سال گذشته انقراض ۱۶۲۲ گونه گیاهی و جانوری به ثبت رسیده و دانشمندان شواهدی در دست دارند که هر ساله نسل تعداد زیادی از گونه هایی که حتی تاکنون توسط بشر کشف نگردیده اند نیز از بین میرود!
● حل و فصل مناقشات ژئوپلتیکی بر سر محیط زیست :
روزنامه نویورک تایمز در تاریخ ۹ اکتبر ۱۹۹۵ از قول جیمز استینبرگ ،مدیر سیاستگذاری وزارت کشور آمریکا می نویسد :
بیشتر تهدیدهای امنیتی در دوران جنگ سرد ریشه در کینه های بین کشورها داشت...هم اکنون عوامل داخلی بیشتر مورد توجه ما قرار گرفته اند،عواملی که می توانند کشورها را متزلزل کرده و منجر به جنگهای داخلی یا کشمکش های قومی گردند.امروزه باید به عوامل تنش زا مانند قحطی و محیط زیست توجه بیشتری کنیم !
پطرس غالی دبیر کل سابق سازمان ملل نیز در نشریه Foreign Affairs می نویسد:
در کنفرانس توسعه و محیط زیست در ریودوژانیرو،ژوئن سال ۱۹۹۲، کشورها متعهد گردیدند تا در تصمیمات داخلی کشورشان پیامدهای جهانی را هم مورد توجه قرار دهند.این امر یک تعهد فلسفی بنیادین از سوی ملل جهان است که رکن دیگری را به اصول پذیرفته شده اخلاق ملی در سطح بین المللی اضافه می کند.
هر دو بیانیه فوق از کشورها می خواهند که موضوعات زیست محیطی را در حوزه امنیت جهانی مورد توجه قرار دهند.اما این مهم چگونه محقق خواهد شد ؟
در اصل ۲۱ کنفرانس سازمان ملل در استکهلم آمده است که کشورها نمی توانند در قلمروی حاکمیت خود به محیط زیست آسیب برسانند اما مردم کشورها حق دارند تا منابع طبیعی موجود در درون مرزهای خود را برداشت نمایند.از آنزمان به بعد آگاهی روزافزون از موضوعات اثرات منفی فعالیتهای یک کشور بر محیط زیست و انعکاس این اثرات بر مردم دیگر کشورها ،باعث گردیده تا میزان این حقوق مورد تردید واقع گردد.در همین راستا یک سلسله قوانین بین المللی طی قرن بیستم ظهور نموده که حق کشورها را در برداشت از منابع زمین و در واقع زیستکره نوع بشر محدود می نماید.
● محیط زیست و تحولات جهانی :
تحولات زیست محیطی به خودی خود نه زیان بارند و نه خوب؛ درواقع این جامعه در حال تعامل با پدیده‌های زیست محیطی و عوامل طبیعی است که از این پدیده‌ها یا فرصت میسازد یا تهدید. یعنی دخالت غیر منطقی و غیر خردمندانه بشر در روابط موجود بین عناصر زنده و غیر زنده طبیعی و برهم زدن نظام طبیعت است که موجب میشود تا مثلاً بارش بارانهای شدید فصلی در مناطقی که پوشش گیاهی آنها به علت بهره برداری بی‌رویه انسان از بین رفته است منجر به بروز سیل‌های ویرانگر و نابودی محیط گردد.
مطالعه در مورد خطرات زیست محیطی نشان می‌دهد که فقرا و افراد فاقد اختیار، آسیب‌پذیرترین قشرها در مقابل اینگونه تاثیرات هستند زیرا آنها گزینه‌های اندکی برای سازگار شدن پیش رو دارند.
پیامدهای انسانی تحولات جهانی محیط زیست نیز در نقاط مختلف جهان متفاوت است. دوبرابر شدن میزان گاز دی اکسید کربن در جو می‌تواند اثر بارور کننده عمده‌ای بر برخی محصولات داشته باشد اما بربرخی دیگر تاثیر نداشته یا اینکه تاثیرش اندک است. بنا به پیش‌بینی‌های علمی ، روند فعلی گرم شدن کره زمین موجب گسترش تولید محصولات کشاورزی بسوی شمال زمین یعنی مناطق روسیه و ژاپن و کانادا میگردد. این درحالی است که همین مسئله، موجب افزایش دما و کم آبی و خشکسالی در عرض‌های جغرافیایی پایین‌تر نیمکره شمالی از جمله کشور ایران می‌شود!
مناطق متعددی در جهان وجود دارند که تخریب محیط زیست در آنها، به آستانه ایجاد خطر جدی برای ادامه حیات و یا سلامتی ساکنین آن رسیده است. در این مناطق، سرعت تخریب، در حال پیشی گرفتن از توانایی انسان برای ممانعت یا سازگاری با آن است .
● فقر و محیط زیست :
ناکامی بشر درایجاد تغییراساسی در وابستگی اش به منابع تجدید ناپذیر درشیوه‌های جدید تولید ، باعث بروز بحران گردیده است. این بحرانها به واسطه گسترش مکانی سرمایه‌های تولیدی به مناطقی که تـا به حال توسعه نیافته‌اند به طور پیوسته به تعویق افتاده است. این گسترش توام با چرخه تولید
مواد معدنی موجب بروز بحران زیست محیطی در نواحی ومناطقی می‌گردد که منابع قابل استخراج دارند.
پیوندهای محکم و پیچیده‌ای میان توسعه، محیط زیست و فقر وجود دارد. گزارش جهانی توسعه درسال ۱۹۹۲ با این بیانیه آغاز شد :
"دستیبابی به توسعه پایدار و عادلانه همچنان بزرگترین چالش در برابر نوع بشر است"
(بانک جهانی،۱۹۹۲)
اکنون تعداد فقرا درجهان بیش از هرزمان دیگر است (حدود ۵/۱ میلیارد نفر). اغلب فقرا در نقاطی از جهان زندگی می‌کنند که با یک محیط زیست تخریب شده مواجه هستند و در برخی موارد خود آنها در تخریب محیط زیست خود سهم اساسی دارند! آلودگی آب وهوا حتی در کشورهای برخوردار از رشد اقتصادی نیز مشهود است و تخریب ذخایر کشاورزی ، جنگل و تالاب نیز عمق و وسعت محرومیت را دربسیاری از مناطق روستایی گسترش میدهد. عدم وجود آب آشامیدنی سالم و پاکیزه نیز از اهمیت زیادی برخوردار است و هرساله دو میلیون کودک در اثر استفاده از آب شرب آلوده و ابتلا به بیماریهای میکروبی و غیره جان خود را از دست میدهند.
(بانک جهانی،۱۹۹۲)
پیوندهای دوجانبه و توام با همیاری بین فقر وتخریب محیط زیست که تحت عنوان اصل "نابودسازی اکوسیستم از سرناچاری" توسط فقرا توصیف میشود،تخریب محیط زیست را تسریع می کند.دستیابی به اراضی قابل کشت ،چوب برای سوخت یا مصارف دیگر،مراتع بیشتر برای چرای دام و دیگر منابع طبیعی قابل بهره برداری،برای همه انسانها یکسان نیست.
دانشمندان زیست محیطی، امروز ابعاد سیاسی حقوق استفاده از ذخایر را مورد تاکید قرار میدهند و برضرورت بررسی پیوندهای میان محیط زیست، اقتصاد و جامعه تاکید می‌کنند. بنا به اعتقاد گروهی از متخصصین زیست محیطی :
"تخریب زمین می‌تواند موجبات تضعیف توسعه اقتصادی را فراهم آورده و باعث ناکامی آن گردد، درحالی که توسعه اقتصادی در سطح پایین نیز به نوبه خود می‌تواند تحت تأثیرات شدید پدیده تخریب محیط زیست باشد! "
فقروتخریب محیط زیست که بواسطه فرآیند توسعه ایجاد می‌گردند، متقابلاً بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند تا جهانی وحشتناک و مملو از مخاطره بوجود آورند،به گونه‌ای که دراین جهان هم مردم روستایی و هم شهری به دام می‌افتند.
درحال حاضر عبارت توسعه پایدار، به طور گسترده در حوزه سیاست و نیز در حیطه پژوهش در سطح جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد.
توسعه پایدار،تعاریف بسیاری دارد اما موثرترین و فراگیرترین تعریف این واژه تعریف کمیسیون برانت لند با عنوان "آینده مشترک ما" است که عبارت است از : توسعه‌ای که بدون لطمه زدن به قابلیت نسل‌های آینده دربرآورده ساختن نیازهای خود، نیازهای امروز را برآورده سازد.
این تعریف توسط کسانی که نگران فقر ورعایت عدالت بین نسل امروز و نسل‌های آینده از حیث دستیابی به طبیعت و منابع طبیعی هستند و نیز برای کسانی که مشتاق استفاده از طبیعت و حفظ زیستگاهها و گونه‌های جانداران و حیات وحش می‌باشند مورد پسند قرار گرفته است.
توسعه پایدار نخستین بار از طریق استراتژی حفظ جهان (wcs) مدون گردید. این استراتژی توسط IUCN و با حمایت مالی برنامه محیط زیست سازمان ملل و صندوق حیات وحش جهان تهیه گردید. اصل توسعه پایدار از آن به بعد و بواسطه پیگیریهای سازمان ملل پیشرفت محسوسی یافته است.
استراتژی جهانی حفاظت از محیط زیست، سه هدف را برای حفظ محیط زیست برمی‌شمارد. نخستین هدف، ادامه فرآیندهای اساسی زیست محیطی است؛ فرآیندهای یادشده برای تولید غذا، سلامت و دیگر جنبه‌های بقای انسانی و توسعه پایدار ضروری هستند.
نظام‌های حمایت از حیات شامل خاک و زمین کشاورزی، جنگل‌ها و زیستگاهها، حیات‌وحش و منابع آبهای شیرین وشور می‌باشد. تهدیدهای زیست محیطی جاری شامل فرسایش خاک، مقاومت آفات و حشرات دربرابر حشره‌کشهای شیمیایی،تخریب جنگل‌ها و بروز سیل و رسوبگذاری ناشی از آن و آلودگی آبها و سواحل است.
هدف دوم عبارت است از حفظ تنوع زیستی ، یعنی گونه‌های ژنتیکی چه در تنوع و گوناگونی محصولات گیاهی و دامی اهلی و چـه در انواع مختلف گونه‌های جانوری و گیاهی وحشی. این
تنوع ژنتیکی هم درحکم بیمه است (بعنوان مثال بیماریهای گیاهی) وهم در حکم سرمایه‌گذاری برای آینده( مثلاً پرورش محصولات گیاهی یا دارویی).
هدف سوم، توسعه پایدار گونه‌ها و زیستگاهها است که بویژه درخصوص گونه‌های گیاهی و جانوری که برداشت یاصید می‌شوند،شیلات وآبزیان، ذخایرجنگلی وچوب ومراتع و چراگاهها و بهره برداری منطقی و درعین حال حفاظت اصولی از آنها جهت نسل حاضر ونسل‌های آینده خلاصه می‌شود.
با توجه بـه اینکه فقر جوامع محلی می‌تواند منجر بـه رویکرد آنان بـه برنامه ریزی غیراصولی و خارج از اصول مدیریتی صحیح از هریک از منابع فوق گردد، لذا رشد اقتصادی بعنوان تنها راه مقابله با فقرو بالتبع آن تنها راه تحقق اهداف توسعه زیست محیطی تلقی می‌گردد و درگرو همین وابستگی متقابل اقتصاد و محیط زیست است که توسعه پایدار معنا می‌یابد.
دربرنامه جهانی مراقبت از زمین، که درسال ۱۹۹۱ توسط IUCN ارائه گردیده، این موضوع به این شکل مطرح شده است:
ما نیازمند توسعه‌ای هستیم که هم مردم مدار یعنی معطوف به بهبود شرایط انسانی و هم مبتنی برحفاظت از محیط یست یعنی حفظ تنوع و قدرت تولید طبیعت باشد.ماناگزیریم که به برخی دیدگاهها در مورد محیط زیست و توسعه پایان دهیم.دیدگاههایی که گویی این دورا در مقابل یکدیگر قرار میدهد.در واقع ما باید بپذیریم که این دو اصل ( محیط زیست و توسعه )، دو بخش ضروری یک فرایند اجتناب ناپذیر هستند.

نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 15:55 توسط نيما خانزاده| |

فعاليت هاي انساني تاثير شديدي بر آب و هواي محلي دارند. شبكه هاي گسترده آبياري و سدها سبب فرسايش خاك و كاهش منابع آبهاي زيرزميني مي شوند كه اين مسئله هم مي تواند باعث تغيير كل رژيم آبي منطقه شود.

چكيده :درياي خزر بزرگترين بدنه آبي محصور در خشكي است كه با وسعت سطحي بيش از 370 ميليون متر مربع حدود 44% از آب هاي محصور در خشكي را در بر ميگيرد. باور بر اين است كه درياي خزر در بر دارنده ذخاير نفتي حدود 50 بيليون بشكه مي باشد كه وجود اين ذخاير عظيم نفتي و تعدد راههاي عبور بين قاره اي و نزديكي نسبي آن با خليج فارس بر اهميت جغرافياي سياسي و نقش استراتژيك آن افزوده است.
حدود 300 گونه از جانوران آبزي در اين دريا زندگي مي كنند كه از جمله آنها مي توان شش گونه از بهترين گونه هاي ماهيان خاوياري كه ارزش اقتصادي بالايي دارند را نام برد. تنوع زيست بوم غني منطقه شامل تالاب ها، جنگلها، رودخانه ها، دشت هاي گسترده و چراگاهها، خطوط زيباي ساحلي و دهانه رودخانه ها، موقعيت هاي مناسبي را براي اكوتوريسم فراهم كرده است كه مي توانند جاذبه هايي بالقوه براي گردشگران باشند.
فعاليت هاي انساني تاثير شديدي بر آب و هواي محلي دارند. شبكه هاي گسترده آبياري و سدها سبب فرسايش خاك و كاهش منابع آبهاي زيرزميني مي شوند كه اين مسئله هم مي تواند باعث تغيير كل رژيم آبي منطقه شود و هم دماي محلي و متعاقب آن بر توان بالقوه تبخير موثر باشد. فعاليت هاي اكتشاف نفت و گاز در درياي خزر، نه تنها باعث آلودگي آب و هوا مي شود بلكه به انتشار گازهاي گلخانه اي از جمله دي اكسيد كربن (CO2) و متان (CH4) كه موثر در افزايش دماي كره زمين هستند را نيز سبب مي شود. كارشناسان تخمين مي زنند توليد سوخت هاي فسيلي در دريا و ساحل خزر سالانه معادل 15 تا 20 ميليون تن دي اكسيد كربن منتشر مي كنند، به اين ترتيب افزايش مورد انتظار در توليد سوخت، افزايش انتشار گازهاي گلخانه اي را به دنبال خواهد داشت و به دنبال آن تغييرات اقليمي و پيامدهاي ناخوشايندي به همراه خواهد آورد كه اين تغييرات مي توانند تاثيرات مخربي همچون كاهش دسترسي به آب شيرين ، كاهش حاصلخيزي زمينهاي كشاورزي بر اثر طوفانهاي شن و به طور كل تاثيرات منفي بسياري بر فعاليت هاي اقتصادي كشورهاي حاشيه درياي خزر بگذارند.

مقدمه :
پیشرفت فن آوری و دستیابی انسان به زندگی مدرن و پیشرفته امروزی به قیمت از بین رفتن و تخریب بسیاری از منابع طبیعی و انقراض نسل تعداد زیادی از گیاهان و جانوران تمام شده است. اما علیرغم پیشرفت بسیار سریع و غیر قابل باور دانش بشری و حتی دستیابی انسان به کرات دیگر و اطلاعات حیرت آوری که از دورترین کهکشانها بدست آورده است، هنوز کره زمین، تنها سیاره قابل سکونت برای انسان و دیگر موجودات زنده به شمار می آید!
رشدسریع و بی مهار جمعیت بشر، بهره برداری بی وقفه از معادن، قطع درختان و نابودی جنگلها، کشتار بی رحمانه حیوانات، تخریب مراتع و پوشش های گیاهی طبیعی زمین و تبدیل آنها به مزارع، استفاده بی رویه از سموم کشاورزی، آلودگیهای منابع آبی و هوا ناشی از فعالیت های صنعتی و بسیاری از فعالیت های نامطلوب دیگر انسانها از سالیان گذشته تا امروز، چرخه زيستي خانه مشترک همه موجودات زنده، زمین را با خطر مواجه ساخته است. شاید انسان هیچ وقت مثل امروز به فکر جبران خساراتی که به محیط زیست و سیاره زمین وارد ساخته و همچنین حفاظت و مراقبت از منابع طبیعی و حیاتی موجود بر روی این کره خاکی نیفتاده باشد .
بد نیست بدانید که جدید ترین و شاید بحرانی ترین تهدید زیست محیطی علیه کره زمین، کاملا نامحسوس بوده و به چشم نمی آید! این تهدید ناشی از یک ماده سمی نیست! تشعشعات رادیواکتیو هم نیست! بلکه در واقع موضوع به ظاهر ساده تغییرات آب و هوایی است. خطرات ناشی از این موضوع به سختی قابل درک است و حتی ممکن است بیشتر شبیه یک شوخی به نظر برسد. اما، مسئله و نکته مهم اینجاست : در قرن آینده، سیاره زمین گرمتر خواهد شد بطوریکه احتمالا طی 30 یا 40 سال آینده آب و هوای زمین بطور میانگین 5/4 درجه سانتیگراد گرمتر از آنچه امروز است خواهد شد.
میزان تشعشعاتی که زمین از خورشید دریافت می‌دارد یا فصلهای مختلف سال ، عرض جغرافیائی و وضع هندسی مدار گردش زمین به دور خورشید در ارتباط است و هر گونه تغییری که در شدت و ضعف این تشعشعات روی دهد، به دگرگونیهایی در دما و فشار جو زمین منتهی می‌گردد و در نتیجه روی آب و هوای میهن خاکی ما اثر می‌گذارد.
باد که بر اثر اختلاف فشار تولید می‌گردد و هوای سرد و گرم و همچنین بخار آب را از جائی به جای دیگر پراکنده می‌سازد، از وضع توپوگرافی زمین به شدت متأثر است و پراکندگی قاره‌ها در شرایط اقلیمی نقش آفریننده و کوهها موجبات تکائف و باروری بخار آب را فراهم می‌سازند و اقیانوسها و دریاها، شرایط اقلیمی را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهند و همانند خازنی دمای سطح زمین را در خویش ذخیره می‌کنند و به آرامی آن را به هوای پیرامون خود منتقل می‌سازند.

اقليم استان مازندران :
آب و هواي استان مازندران :
استان مازندران را بر اساس خصوصيات دما و بارش و توپوگرافي منطقه مي توان به دو نوع آب و هواي معتدل خزري و آب و هواي كوهستاني تقسيم كرد . آب و هواي كوهستاني خود بر دو نوع معتدل كوهستاني و سرد كوهستاني مي باشد .

1- آب و هواي معتدل خزري :
اين نوع اقليم جلگه هاي غربي و مركزي استان تا كوهپايه هاي شمالي البرز را شامل مي شود . در اين نواحي به دليل كمي فاصله كوهستان و دريا رطوبت تجمع مي يابد كه بعنوان پيامد آن مي توان بارش هاي قابل ملاحظه و دماي معتدل را ذكر كرد.
ميانگين بارندگي ساليانه در نوار ساحلي استان برابر با 977 ميليمتر است. توزيع مكاني آن از غرب به شرق با كاهش همراه است در حاليكه توزيع زماني آن وضعيتي كمابيش منظم دارد ( حداكثر بارندگي در پائيز و حداقل آن در بهار اتفاق مي افتد.)
در بررسي پارامتر درجه حرارت نيز مشاهده مي شود كه به دليل رطوبت نسبي بالا و زياد بودن تعداد روزهاي پوشيده از ابر ، دماي هوا معتدل و دامنه دمايي محدود مي باشد كه اين وضعيت منجر به تابستانهاي گرم و مرطوب و زمستانهاي معتدل با يخبندانهاي اتفاقي مي گردد .

2- الف) آب و هواي معتدل كوهستاني :
با افزايش تدريجي ارتفاع از اراضي جلگه اي به سوي دامنه هاي شمالي ارتفاعات البرز و فاصله از دريا ، تغييرات خاصي در آب و هواي استان پديدار مي گردد. در نوار ارتفاعي 1500 تا 3000 متر ، شرايط آب و هوايي كوهستاني حاكم است كه از ويژگيهاي آن مي توان كاهش ميزان بارندگي ساليانه وهمچنين كاهش متوسط درجه حرارت ماهانه را ذكر كرد . علاوه بر آن زمستانهاي سرد همراه با يخبندانهاي طولاني و تابستانهاي كوتاه نيز از ديگر مشخصات اين اقليم است .

2- ب) آب و هواي سرد كوهستاني :
در نوار ارتفاعي بالاتر از 3000 متر كه شامل قلل كوهستانهاي دامنه شمالي البرز مي شود ، دماي هوا به شدت كاهش يافته و يخبندانهاي طولاني ايجاد مي شود . در اين مناطق ريزش ها غالبا به صورت برف است كه در دوره طولاني سرد سال روي هم انباشته شده و تا اواسط دوره كوتاه گرم سال نيز دوام دارند . در همين مناطق و در قله كوههاي دماوند ، علم كوه و تخته سليمان شرايط ايجاد يخچالهاي كوهستاني و انباشت دائمي برف فراهم شده است .

توده هواهاي موثر بر آب و هواي مازندران :
موقعيت جغرافيايي ويژه استان مازندران بعنوان يكي از استانهاي ساحلي درياي خزرسبب شده است كه در طول سال از اثرات آب و هوايي همسايگاني چون سرزمين پهناور سيبري ، درياي مديترانه و درياي خزر و فلات مركزي ايران بهره مند شود . در طول فصول مختلف سال توده هاي هواي متعددي وارد استان ميشوند كه عمده ترين آنها به قرار زير ميباشد .

الف) دوره سرد سال :
* توده هواي قطبي قاره اي (cP) كه ورود آن به استان از طريق گسترش زبانه سيستم پرفشار سيبري بر روي شمال شرق كشور مي باشد . اين توده هوا سرد و خشك بوده و با عبور از روي درياي خزر ضمن جذب رطوبت و گرما ناپايدار گشته و سبب بارشهاي قابل توجه بويژه در فصل پاييز ( بدليل اختلاف زياد دماي آب با دماي هوا ) در استان مي شود . شدت اين بارندگي بدليل طولاني بودن مسير حركت توده هوا بر روي دريا در غرب استان بيشتر از ساير قسمتهاي استان ميباشد .

* توده هواي قطبي دريايي تعديل يافته (mP ) با منشا اقيانوس اطلس كه بعد عبور از روي جنوب اروپاي شرقي از طريق درياي سياه به شرق درياي مديترانه وارد و سپس از طريق تركيه از سمت شمال غرب وارد ايران مي شود .

* توده هواي آركتيكي قاره اي (cA ) با منشا اسكانديناوي كه بعد از عبور از روي اروپا و از دست دادن رطوبت مجددا از درياي سياه كسب رطوبت كرده واز طريق تركيه وارد نوار شمالي كشور مي شود .

ب) دوره گرم سال :
* توده هواي حاره اي دريايي تعديل يافته (mT ) با منشا آزورس (جزيره آزورس در اقيانوس اطلس) كه بعد از عبور از روي درياي مديترانه و جنوب اروپا ، به شمال كشور وارد ميشود و گاهي نيز از طريق شمال آفريقا و عربستان ، نواحي جنوب و مركز ايران را مورد تهاجم قرار ميدهد و به شمال نيز نفوذ مي كند جبهه هاي حاصل از اين توده هوا هنگام رسيدن به درياي خزر از اين دريا رطوبت كسب كرده و سبب بارندگي در سواحل جنوبي آن ميشوند . بعلاوه در اوج روزهاي گرم هنگامي كه جت استريم جنب حاره به شمال درياي خزر نقل مكان مي كند توده هواي حاره اي قاره اي (cT ) كه در مركز ايران تشكيل مي شود و بسيار گرم و خشك مي باشد شمال كشور را نيز تحت تاثير قرار مي دهد .

اقليم استان مازندران :
1- بر اساس طبقه بندي هانسن ( Hansen ) اين استان در مدار معتدله گرم قرار گرفته است .
2- به روش ضريب اعتدال ( Temperateness Index ) اين استان بسيار معتدل و فوق معتدل است (منظور از ضريب اعتدال بدست آوردن دوري يا نزديكي يك منطقه به منطقه معتدله است ) .
3- بر اساس طبقه بندي دومارتن ( De Martounne ) نواحي غربي مازندران بسيار مرطوب ، نواحي مركزي مازندران مرطوب و نواحي شرقي مازندران مديترانه اي و نواحي كوهستاني مازندران نيمه مرطوب مي باشد .
4- بر اساس طبقه بندي دكتر كريمي ، نواحي غربي و مركزي داراي اقليمي مرطوب با تابستان گرم و زمستان كمي سرد ، نواحي شرقي نيمه مرطوب با تابستان گرم و زمستان نسبتا سرد و نواحي كوهستاني مازندران داراي اقليم مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسيار سرد مي باشد .
نگاهی به دریای خزر :

الف- تاریخچه، وضیعت جغرافیایی و آب و هوا :

در گذر زمان، دریای خزر با نام های بسیاری شناخته شده و در پاره ای از موارد دارای چندین نام بطورهمزمان بوده است.
در گذشته دور اين دريا، اقیانوس هیرکانیان و اقیانوس تتیس نامیده می شد اما در زمان هاي اخیرترنام های کاسپین، خزر، آستراخان، خوالی و مازندران،کاربرد بیشتری داشته است. این نام ها همواره بیانگر نام قبایل و تیره های ساکن در اطراف دریا و یا نام سرزمین آن ها بوده است. کاسپین، یکی از دو اسم رایج و معمول مورد استفاده براي دریاست؛ که از کلمه کاسپی ها گرفته شده است؛ قبیله ای از مردمانی رنگ پریده که هزاران سال قبل در جنوب زندگی می کردند. نام معمول دیگر، یعنی خزر از خزر ها گرفته شده، مردمان ترک زبان نیمه چادر نشین از مرکز آسیا که در قرن هفتم ميلادي، نزدیک دریای کاسپین و قفقاز قلمرو مستقلی تشکیل داده و بر سرزمینی حکومت کردند که امروزه شرق اکراین و کریمه، آذربایجان و جنوب روسیه را شامل می شود. قدرت خزرها، بعد از یک سری از جنگ ها رو به انقراض رفت. از نظر واژه شناسی، کلمه خزر به نظر می رسد که وابسته به کلمه ترکی به معنی سرگردانی است.
دریای خزر از تاریخ تکاملی قابل توجهی برخوردار است. دریای خزر باقیمانده تتیس قدیمی، و یا دقیقأ بخشی از خلیج کوچک پاراتتیس3 است. حدود 60-50 میلیون سال پیش، اقیانوس تتیس به اقیانوس های اطلس و آرام متصل می شد ولی به علت جابه جایی تدریجی قطعات قاره ای، اتصال خودش با اقیانوس آرام و بعدها با اطلس را از دست داد. بستر آب حدود 5-7 میلیون سال پیش به دوبستر آبی کوچکتر تقسیم شد كه دریای سیاه و درياي خزراند. قبل ازاینکه دریای خزر حدود 8/1 میلیون سال پیش از اقیانوس های جهان جدا و منزوی شود،اين دو دریا بارها به هم وصل و از هم جداگرديدند.
در حال حاضر دریای خزر بزرگترین بدنه آبی محصوردرخشكي است، که حدود 44% از آب های محصور در خشکی روی زمین را دربرميگيرد می شود، با وسعت سطحی متغیر بیش از 370000 کیلومتر مربع، وسعت بیشتری از دریاچه های بزرگ آمریکا یا دریاچه ویکتوریا در آفریقای شرقی دارد.

ب- اهمیت جغرافیای سیاسی:
اهمیت جغرافیای سیاسی دریای خزر به زمان های گذشته در تاریخ بر می گردد. شبه جزیره ابشرون در غرب دریای خزر، از اولین مراکز شناخته شده تولید نفت و محصولات نفتی است. کتاب مقدس دربردارنده اشاراتی به محصولات نفتی در منطقه باکو، در آذربایجان است و حتی مارکو پولو2 در قرن 13 به صادرات اگرچه کم شن های آغشته به نفت و به خوراک لذیذ دریای خزر، یعنی خاویار اشاره کرده است. دریای خزر بخشی از جاده ابریشم نیز بوده است.
منطقه خزر درقرن بیستم، طی تحریم نفت در سال 1973 و درجنگ خلیج فارس در سال 1991 اهمیت جغرافیای سیاسی خود را نشان داد. افزون بر اهمیت سیاسی مربوط به اقتصاد و منطقه جغرافیایی، ذخایر بسیار غنی نفت و گاز دریای خزر و تعدد راه های عبور بین قاره ای و نزدیکی نسبی آن با خلیج فارس، دریای خزر را در هر گونه نقشه جغرافیایی سیاسی جهانی درخشان می کند.

ج- تنوع زیستی:
تنوع زیستی دریای خزر ناشی از تاریخ طولانی و انزوای جغرافیایی آن است. تعداد جانوران آبزی بومی، که بیش از 300 گونه است، بسیارچشمگیر است. بیش از 100 گونه ماهی وجود دارد که تعدادی از آن ها شیرین آبند و برای تخم ریزی از دریای خزربه رودخانه ها مهاجرت می کنند. بهترین گونه شناخته شده از این ماهیان شش گونه و زیر گونه ازماهی های خاویاری اند، که قرن ها منبع اقتصادی با ارزشی بوده اند. فک بومی دریای خزر یکی از تنها دو گونه فک آب شیرین در جهان است ( دیگری در دریاچه بایکال یافت می شود) و تنها پستانداری است که در دریای خزر زندگی می کند. تالاب های ساحلی و گودال های کم عمق موقتی و دائمی که، بسیاری از آن ها که شورآبند ، انواع گوناکونی از پرندگان را جذب می کند. در کل دوره سال در دریای خزر و اطراف آن، پرندگان فراوانند، و شمار آن ها طی فصول مهاجرت وقتی بسیاری از پرندگان راهی دلتاهای پهناور و مناطق کم عمق و تالاب ها می شوند، بسیار افزایش می یابد.

د- منابع گاز و نفت :
از اواخر قرن 19، نفت و گاز صنعتی مهم در دریای خزر بوده اند. باور بر این است که دریای خزر در بردارنده ذخایر نفت و گاز قابل توجهی است، اگرچه میزان و ارزش این ذخایر در همه موارد برآورد نشده است. محل و مالکیت ذخایر نیزبحث برانگیزاست. ذخایر نفت حدود 50 بیلیون بشکه تخمین زده شده اند. ذخائر گاز طبیعی حتی بیشتر است و تقریباً 3/2 ذخایر هیدروکربن را تشکیل می دهد. این ذخایر اغلب شرکت های بین المللی بزرگ نفتی را به خزر جذب کرده است که با هدف رساندن نفت وگاز به بازارهای جهانی دست اندرکار مشغول بهره برداری نفت و گاز دریا و ساخت زیر بنا و لوله گذاری برای حمل آن هستند. اکتشاف وتولید نفت و محصولات نفتی در دریای خزر در حال افزایش است و هم اکنون به خوبی در باکو، هم در ساحل و هم در دریا و در تنگیز (در دریا) گسترش یافته است. انتظار می رود تولید نفت به طور چشم گیری طی چند دهه آینده افزایش پیدا کنند. همراه با افزایش در تولید نفت افزایش قابل ملاحظه ای در حمل و نقل دریایی نیز قابل پیش بینی است. نفت خام و محصولات تصفیه شده و همچنین کالا و خدمات مرتبط با صنعت نفت و گاز از طریق دریا و احتمالاً لوله های در بستر کف دریا حمل خواهند شد.

ه- گردشگری زیست محیطی :
تنوع زیست بوم غنی منطقه شامل تالاب ها، جنگل ها، رودخانه ها، دشت های گسترده و چراگاه ها، خطوط ساحلی زیبا ودهانه رودخانه ها، موقعت مناسبی را برای گردشگری زیست محیطی فراهم میکند. کیلومترها از سواحل شنی، تالاب های منحصر به فرد، جنگل های غنی و نیز آثار تاریخی و مناظری نفس گیرانه ، زیبا و دلنشین در مناطق ساحلی جاذبه ای بالقوه برای گردشگران خواهند بود. طی فصول مهاجرت پرندگان ، تالاب های ساحلی می توانند جاذبه ای مهم برای گردشگران باشند که می بایست به مناطقی که باید با دقت انتخاب گردند، هدایت شوند تا از زیبایی و فراوانی منابع زیست محیطی حفاظت شده لذت ببرند. چنین گردشگری زیست محیطی که با دقت برنامه ریزی و مدیریت شده باشد و امکانات بالقوه قابل ملاحظه ای هم برای تولید درآمد و هم ابزاری مناسب برای آموزش و آگاهی مردم علاقه مند داخلی و خارجی فراهم خواهد آورد. علی رغم وجود این پتانسیل قوی گردشگری، در این منطقه هنوز به قدر کافی برنامه ریزی نشده است و به دلیل فقدان طرح، خدمات، سختی روند گرفتن ویزا و سختی دسترسی به این مناطق بلا استفاده مانده است.

ر- نوسانات سطح درياي خزر :
درياي خزر از دوران پليوس حدود 5 ميليون سال پيش، از درون تحليل مي‌رود كه بر همين اساس بسياري از متخصصان خزر را به عنوان بزرگ‌ترين درياچه جهان مورد بررسي قرار مي‌دهند. مطالعات ژئومورفولوژيك و هيدرولوژيك خزر، بالا و پايين رفتن دوره‌اي و متناوب سطح آب را آشكار كرده كه براي دانشمندان و ساكنان حاشيه خزر سوالات زيادي را مطرح كرده است. طي يك قرن، بين سال‌هاي 1880 و 1977 سطح آب دريا 4 متر پايين آمد و از 25 متر به 29 متر پايين‌تر از سطح درياهاي آزاد رسيد. البته در كنار اين تغييرات، دوره‌هاي كوتاهي نيز بوده است كه آب دريا كمي بالا آمده است. طي اين مدت، مردم محلي به كاهش تدريجي سطح آب عادت كردند و انواع فعاليت‌ها را بخصوص بعد از جنگ جهاني دوم در سواحل مانند ساخت بنادر، جاده‌ها و ريل‌ها، پي‌ريزي خانه‌ها و تسهيلات تفريحي انجام دادند. در اتحاد جماهير شوروي خشك شدن كامل و اسف‌انگيز درياي آزوف كه يك حوزه آبريزي در كنار درياي سياه بود، همزمان با پايين رفتن سطح خزر، نگراني‌ها را به‌ طور جدي درباره درياي خزر افزايش داد. اين نگراني بويژه بر بخش شمالي خزر كه كمتر از 25‌متر عمق دارد و عمق آن به ‌طور چشمگيري نيز در حال كاهش بوده متمركز بود. اين مساله به اتخاذ تصميمات عجولانه و نادرستي مانند احداث آب‌بند براي بستن خليج قره‌بغاز منجر شد.

ز- معكوس شدن نوسانات :
كارشناسان معتقدند معكوس شدن ناگهاني نوسانات سطح درياي خزر از سال 1977 و افزايش حدود 2 متر در سطح آب، همگان را متعجب كرده است و باعث بروز مشكلات عديده‌اي مانند سيل‌گرفتگي تسهيلات شهري، تخريب جاده‌‌ها و ريل‌هاي راه‌آهن، خسارت به زيرساخت‌هاي صنعتي در ساحل و دريا و نابودي برخي سواحل منطقه شد. ده‌ها نفر در زمين‌هاي پايين‌دست جمهوري‌هاي آذربايجان، داغستان و دلتاي ولگا مجبور به مهاجرت شدند. تنها در آذربايجان خسارت ناشي از افزايش سطح آب دريا 2 ميليارد دلار تخمين زده شده است. در قزاقستان پيشروي دريا به‌طور مستقيم روي حدود 20 هزار كيلومتر مربع اين سرزمين، ازجمله چاه‌هاي متروكه نفت تاثير گذاشته است. هم‌اكنون ميان كارشناسان، بحث درباره عواملي كه موجب تغييرات سطح درياي خزر مي‌شود، ادامه دارد و دانشمندان عوامل زمين‌ساختي حركت پوسته زمين در زير سطح دريا يا عوامل ژئومورفولوژيك را در تغيير سطح آب منتفي نمي‌دانند، اما اين فاكتورها در مقايسه با تغييرات آب و هوايي و تاثيرات مديريت انساني سطح آب درياي خزر، نقش كوچك‌تري بازي مي‌كنند. بررسي‌ها نشان داده است كه اكثر آب‌هاي ورودي دريا از رودخانه‌هاي ساحلي نشات مي‌گيرند. كميت و كيفيت آب، بويژه در ولگا، متغيرهاي كليدي در تعادل درياي خزر هستند. به اين عوامل بايد بارش بيش از حد باران را نيز افزود. همچنين ممكن است آب از طريق نشت به زمين و جاري شدن به خليج قره‌بغاز از دست برود، اما اين عوامل در مقايسه با تبخير طبيعي از سطح دريا چندان اهميتي ندارند.

س- نقش رودهاي ساحلي‌ :
براساس گزارش برنامه محيط زيست درياي خزر، هم‌اكنون هر‌ساله 300 تا 310 كيلومتر مكعب آب درياي خزر از طريق رودخانه‌ها تامين مي‌شود. رودخانه ولگا به تنهايي 80 درصد از جريان‌ آب ورودي خزر را به خود اختصاص مي‌دهد، اما به نحو قابل ملاحظه‌اي اين ميزان در قرن بيستم پايين آمده است. اين كاهش از حدود 400 كيلومتر مربع در سال 1930 به ميزان 260 تا 270 كيلومتر مكعب در حال حاضر رسيده است كه به دليل عوامل مختلف اقليمي و فعاليت‌هاي بشر از قبيل ساخت سدها براي توليد انرژي برق آبي است. كارشناسان تخمين مي‌زنند بارش باران 130 كيلومتر مكعب سالانه به‌ آب دريا مي‌افزايد. كاهش آب از طريق نفوذ به زمين كمتر از 5‌كيلومتر مكعب را به خود اختصاص مي‌دهد و ميزان آبي كه به درون خليج قره بغاز جريان مي‌يابد، از زمان تخريب آب‌بند ‌آن حدود 18 كيلومتر مكعب بوده است. همچنين در خصوص تبخير طبيعي دريا كاهشي بين 350 تا 375‌‌كيلومتر مكعب در سال برآورد شده است كه بنابراين كاهش سطح آب درياي خزر بايد روندي افزايشي را ادامه دهد.

تغييرات آب و هوایی در منطقه خزر :
منطقه خزر به لحاظ اقليمي متنوع است. اين درياچه در شمال با رودخانه‌هاي اورال و ولگا در شرق با دشت‌‌هاي خشك و نيمه‌خشك وسيع قزاقستان و تركمنستان و در بخش‌‌هاي جنوب و غرب با رشته‌كوه‌هاي البرز و مناطق مرطوب قفقاز احاطه شده است. درياي خزر نقش مهمي را در فرآيندهاي اتمسفري، تعادل آب و هواي منطقه‌اي و اقليم‌‌هاي خرد بازي مي‌كند. بررسي‌هاي نشان داده است پديده‌هاي اقليمي در خزر به نوسانات آتلانتيك شمالي وابسته‌اند. اين متغيرها بر دما، رطوبت و طوفان‌هاي زمستاني سراسر اروپا از جمله حوزه‌ آبريز ولگا و نيز بارش‌هاي سطح خزر تاثير مي‌گذارد. خشكسالي‌هاي طاقت‌فرسا نيز بر بخش‌هاي مختلف منطقه در سال‌هاي اخير موثر بوده است. به‌نظر مي‌رسد بروز اين خشكسالي‌ها مدل‌هاي علمي را تاييد مي‌كنند كه علاوه بر نشان دادن افزايش‌ دماي متوسط، رخداد‌هاي شديد آب و هوايي بسيار بيشتري را پيش‌بيني مي‌كنند. بررسي‌ها نشان داده است خشكسالي‌ها هم بر توليد محصولات و هم بر سلامت دام‌ها موثر است. براي مثال، گوسفند كاراكول تركمنستان كه از لحاظ اقتصادي و به‌دليل توليدات پشم مهم است، نسبت به استرس‌هاي گرمايي حساس است. به‌علاوه خشكسالي مي‌تواند آتش‌سوزي‌هاي مكرر و شديدي را سبب شود كه تخريب محصولات و مراتع را افزايش مي‌دهد و به كاهش حاصلخيزي كشاورزي مي‌انجامد. بر ‌اثر تغييرات اقليمي دو روند متضاد بارش باران در شمال و جنوب مشاهده شده است؛ در حالي كه بارش در روسيه طي قرن گذشته افزايش يافته، اما مناطق خشكي مانند سواحل تركمنستان و ايران خشك‌تر شده‌اند. طوفان‌هاي شن و خاك، ميزان قابل توجهي نمك و غبار را حين عبور از بيابان كاراكام و سواحل خزر جذب و آنها را روي دره ولگا تخليه مي‌كند كه در نهايت به حاصلخيزي زمين‌هاي زراعي آسيب مي‌رساند. همچنين دسترسي به آب شيرين كه بسياري از بخش‌هاي اقتصادي و همچنين رفاه و سلامت بشر به آن وابسته است، به فرآيند‌هاي متغير اقليمي مربوط مي‌شود. اگر يخچال‌هاي طبيعي در قفقاز و كوه‌هاي البرز كاهش يابند و دوره برف‌پوش بودن كوه‌ها همانند سال‌هاي اخير كوتاه‌تر شود، آب كمتري براي‌ آبياري و براي مصارف خانگي در دسترس خواهد بود. ذوب يخچال‌هاي طبيعي تنها به علت ناپديد شدن كامل قله‌هاي سفيد‌پوش كوه‌ها نيست. اين فرآيند از طريق افزايش دماي متوسط ايجاد مي‌شود كه خطر فجايع طبيعي مرتبط با تغييرات وضعيت زيست‌محيطي را بالا مي‌برد.

نقش عوامل انساني‌ :
براساس گزارش برنامه محيط زيست درياي خزر، فعاليت‌هاي انساني مي‌‌توانند تاثير قدرتمندي بر آب و هواي محلي داشته باشند. شبكه‌هاي گسترده آبياري و سدها سبب فرسايش خاك و كاهش منابع آبهاي زيرزميني مي شوند كه اين مساله هم مي‌‌تواند باعث تغيير كل رژيم آبي شود و هم بر دماي محلي و متعاقب آن بر توان بالقوه تبخير موثر باشد. فعاليت‌‌هاي اكتشاف نفت و گاز نه‌تنها باعث آلودگي محلي‌ هوا، خاك و دريا مي‌شود، بلكه به انتشار گازهاي گلخانه‌اي ازجمله متان‌ (4 CH) و دي‌اكسيدكربن‌(2CO) كه موثر در افزايش دماي جهاني هستند، مي‌افزايد. كارشناسان تخمين مي‌زنند توليد سوخت‌هاي فسيلي در دريا و ساحل خزر سالانه معادل 15 تا 20 ميليون تن دي‌اكسيدكربن منتشر مي‌كنند. به اين ترتيب، افزايش مورد انتظار در توليد سوخت، افزايش انتشار گازهاي گلخانه‌اي را به دنبال خواهد داشت و به دنبال آن تغييرات اقليمي و پيامدهاي ناخوشايندي به همراه خواهد آورد كه اين موضوع نيازمند تدابير و اقدامات مناسبي از سوي كشورهاي منطقه است.
شرايط آب و هوايي نامعلوم‌ :
كارشناسان معتقدند مشكل مي‌توان پيش‌بيني كرد كه تغييرات اقليمي در سطح جهاني چگونه بر آب و هواي يك منطقه خاص موثر خواهد بود. اگرچه معمولا سناريو‌هاي آب و هوا، گرمايش و افزايش بارندگي در شمال خزر و نواحي اطراف آن و بارش كمتر در جنوب را پيش‌بيني مي‌كنند، اما همواره نوعي عدم اطمينان درباره اين پيش‌بيني‌ها به علت ميزان تاثير دريا و پوشش ابر وجود دارد. اين در حالي است كه راهي براي پيشگويي عكس‌العمل نظام آب و هوايي در زمان رسيدن به آستانه بحران وجود ندارد. مشخص نيست سيستم آب و هوايي براساس يك مدل خطي عكس‌العمل نشان خواهد داد يا اين كه به طور ناگهاني تغيير ماهوي خواهد كرد. كارشناسان معتقدند با افزايش تراكم گازهاي گلخانه‌اي اتمسفر، دماي بخش اروپايي منطقه خزر، حداقل در كوتاه‌مدت بالا خواهد رفت. اين در حالي است كه برخي محققان نگران افت جريان خليج ‌گرم اقيانوس اطلس به واسطه تغييرات زيست‌محيطي در قطب شمال و چرخه اقيانوسي هستند، زيرا ممكن است دماي منطقه به طور چشمگيري پايين آمده و سبب ايجاد اقليمي بسيار سرد و خشن شود.

تاثیر فعالیت‌های بشری در تغییرات آب و هوا :

كره زمین به طور طبیعی در اثر تابش خورشید گرم می‌شود، اما در اینجا منظور ما از گرم شدن زمین، پدیده دیگری است، پدیده‌ای كه به گرم شدن زمین كمك می‌كند و شاید اصلا به آن توجه نداشته باشیم.
منظور از«گرم شدن زمین» افزایش میانگین دمای زمین است. «تغییر آب و هوا» در اثر این افزایش دما به وجود می‌آید. گرم شدن زمین موجب تغییر الگوی بارش باران و برف، افزایش سطح آب دریاهای آزاد و كاهش سطح آب دریاچه‌ها و تاثیرات وسیع بر گیاهان و حیات وحش و انسان‌ها می‌شود.

گازهاي گلخانه اي :
یكی از مواردی كه تا قبل از افزایش فعالیت‌های بشر، به عنوان نوعی ابزار ایمن ‌سازی برای زمین به حساب می ‌آمد گازهای گلخانه ‌ای بودند، یعنی مجموعه ‌ای از گازها كه مقداری از انرژی خورشید را در جو زمین نگه می‌ دارند و باعث گرم شدن جو می ‌شوند‍‍ كه شامل بخار آب (H2O)، دی اكسیدنیتروژن (NO2)، دی اكسیدكربن (CO2) و متان (CH4) است.

1- دي اكسيد كربن CO2 : اصلي ترين گاز گلخانه اي است كه توسط بشر توليد مي شود . اين گاز حاصل خيلی از فعاليتهاي انسان و ديگر موجودات است و روزانه به مقدار زيادي توليد مي شود . يك نيروگاه 1000 مگاواتي با سوخت مايع در فرآيند احتراق بطور متوسط 15 تن گاز دي اكسيد كربن (CO2) در ساعت و معادل 2/2 تن اكسيدهاي اذت (NOX) و حدود 105كيلوگرم هيدرو كربن هاي نيم سوخته و آلاينده هاي ديگر وارد محيط و اتمسفر مي نمايد. بررسي هاي انجام شده در كشورهاي جامعه همكاري هاي اقتصادي و توسعه ، حاكي از آن است كه 40% تا 50% از اكسيدهاي گوگردي و 25% از اكسيدهاي ازت و بيش از 50% از گازهاي گلخانه اي به ويژه CO2 سهم نيروگاه هاي بخاري است كه حدود 30% از كل انرژي جهان را مصرف مي نمايند .
دي اكسيد كربن ٦٠ درصد سهم عمده را در تخريب چرخه اقليمي زمين دارد. و توليد آن نيز به صورت روز افزون ادامه دارد.

2- گاز متان (CH4) : كه حاصل فرايند پوسيدگي است عليرغم در صد كم آن در مقايسه با دي اكسيد كربن 5 تا 10 برابر مستعد تر از اين گاز در جذب حرارت مي باشد. متان در اتمسفر بطور سالانه 1 درصد افزايش مي يابدكه دو برابردرصد افزايش دي اكسيد كربن است. گاز متان در اثر فعاليتهايي نظير شاليكاري، دفع زباله ها، سوخت هاي biomass دامداري، تخليه گازهاي طبيعي در هنگام استخراج و حمل و نقل و استخراج زغال سنگ، توليد مي شود. تقریبا90 درصد متان موجود در جو تحتاني در فعل و انفعالات شيميايي با hydroxyl radicals نابود مي شود. اگرچه ميزان اين ماده در جو زمين بسيار كم است وليكن اصلي ترين عامل از بين رفتن متان جو مي باشد. ماده hydroxyl radicals در اثر تجزيه بخار آب و واكنش شيميايي بين بخار آب و ساير گازهاي موجود در جو توليد مي شود.

3- N2O : نيز از گازهاي گلخانه اي مؤثر مي باشد كه 150تا 180 سال در اتمسفر باقي مي ماند و بطور طبيعي تا جو فوقاني بالا رفته باعث تخريب لايه ازن مي گردد. در صد افزايش آن در سال 2/0تا 3/0 درصد است و بيشتر در مناطق حاره توليد مي شود ولي بطورتخميني 20درصد آن در اثر كودها و محصولات شيميايي و احتراق سوخت هاي فسيلي مي باشد. استفاده از كاتاليستها براي كنترل انتشار اين گاز نقش مؤثر تري يافته است. استفاده از كودها براي رشد ذرت در توليد سوخت اتانول يكي از عمده ترين عوامل انتشار اكسيدهاي نيتروژن مي باشد.

4- كلرو فلوروكربن ها (CFC) : با وجود اين كه محصول احتراق موتورها نيستند ولي بواسطه اين كه محصول فرآيند خنك سازي هوا براي وسائل مختلف مي باشند مورد توجه قرار مي گيرند. اين گازها در سال 5/0درصد افزايش مي يابند و بين 75تا180 سال در اتمسفر باقي مي مانند. همچنين20000 برابر مستعد تر از دي اكسيدكربن در جذب گرما هستند ولي در كل بعضي از دانشمندان معتقدند اثر گلخانه اي آن ها در تعادل با اثر خنك سازي آنهاست .
بد نیست بدانید كه اگر این گازها در جو نبودند، انرژی گرمایی خورشید مجددا به فضا بر می‌گشت و به این ترتیب هوای زمین 33 درجه سانتیگراد سردتر از الان می‌شد.
اثر گلخانه‌ای، كره زمین را به اندازه‌ای گرم نگه می دارد كه ما انسان‌ها بتوانیم بر روی آن زندگی كنیم. اما اگر اثر گلخانه ای شدت یابد، ممكن است دمای زمین به قدری زیاد شود كه ما و بقیه گیاهان و جانوران نتوانیم گرمای آن را تحمل كنیم.
شاید باور نكنید كه انسان‌ها هم می‌توانند آب و هوای زمین را تغییر دهند. دانشمندان می‌گویند اكثر فعالیت‌های انسان‌ها گاز گلخانه‌ای تولید می‌كند. پس از انقلاب صنعتی و اختراع انواع ماشین‌آلات صنعتی، انسان ها با فعالیت های كشاورزی و صنعتی چهره زمین و آب و هوای آن را دگرگون ساختند.
با شروع انقلاب صنعتی روش زندگی مردم عوض شد. قبل از آن مقدار گازهای گلخانه ای در جو كم بود، اما با رشد جمعیت و افزایش استفاده از نفت و زغال سنگ تركیب گازهای اتمسفر نیز تغییر كرد. طوری كه در حال حاضر، غلظت گازهای گلخانه‌ای از حدود 270 واحد به 367 واحد رسیده است.
بشر برای انجام كارهای خود به انرژی نیاز دارد و این انرژی را از غذا تامین ‌می‌كند. همچنین برای روشنایی و گرم كردن خانه‌ نیازمند انرژی است. اتومبیل‌ها برای حركت به سوخت نیاز دارد. ماشین‌های صنعتی نیز به انرژی نیاز دارند. اكثر انرژی‌های لازم برای موارد فوق به طور مستقیم یا غیر مستقیم از سوخت‌های فسیلی مثل نفت و گاز و زغال‌سنگ به دست می‌آید.اینها سوخت‌هایی هستند كه سوزاندن آنها گاز گلخانه‌ای آزاد می‌كند !!!



راههاي جلوگیری از اثر گلخانه اي و تغییرات آب و هوايي :

همانگونه که سوختهای فسیلی منشاء اساسی گازهای گلخانه ای است پس مصرف چنین سوختهایی بعنوان منبع انرژی کاهش دهیم .

روشهای جایگزینی موجود عبارتند از :
* استفاده از انرژی تجدید شونده
* مصرف صحیح انرژی
* طبیعت مجموعه ای ازاختیارات جایگزینی برای تامین انرژی در پیش روی ما قرار داده است ودر صورت مصرف صحیح انرژی گام موثری در حفاظت از محیط زیست برداشته ایم.
* از انرژیهای تجدید شونده می توان به خورشید، هوا،امواج وغیره اشاره کرد.
* این منابع بعنوان منشاء فعال و مورد اعتماد و احترام محیط زیست برای تولید انرژی که ما نیازمند آن هستیم مورد استفاده قرار گیرند.

این روشها منافاتی با روشهای زندگی مردم نداشته بلکه انها را به سمت عصر جدیدی از توسعه اقتصادی و فرصتهای شغلی بیشتر ، توسعه تکنولوژی و حفاظت از محیط زیست را بدنبال خواهد داشت حركت مي دهد.

خورشید: تبدیل انرژی خورشیدی به انرژی الکتریکی :
زمین مقدار کافی انرژی خورشیدی دریافت می کند نسبت اشعه خورشیدی که به زمین مرسد برای تامین نیاز جهان به انرژی به میزان 3000 مرتبه را دارا می باشد. میزان انرژی که هر متر مربع زمین از خورشید دریافت می کند بطور متوسط برای تولید 1700 کیلو وات ساعت انرژی سالیانه می تواند تامین نماید. با تبدیل اشعه خورشید به برق می توان برق حاصل را در باطریها ذخیره ویا وارد شبکه نمود.


برق حاصل از انرژی خورشیدی :
یک سری آینه های ضخیم را در یک خط یا نقطه متمرکز می نمایند و حرارت تولیدی را برای تولید بخار بکار می رود . بخار حاصل جهت بکار انداختن توربین های تولید الکتریسیته استفاده می شود . در جایی که تابش خورشید بیشتر است صنایع انرژی حرارتی خورشیدی سهم عمده ای از تولید برق را برعهده دارد.
طی یک برسی بعمل آمده توسط گرینبیزتحت عنوان انرژی حرارتی خورشید در سال 2020 با همکاری صنایع حرارتی اروپا میزان انرژی خورشیدی جهان ممکن است به 54 ملیارد کیلو وات ساعت در ابتدای سال 2020 خواهد رسید در سال 2040 ممکن است این میزان حد اقل 20% نیاز مردم به برق را تامین نماید .

باد :
تسخیر انرژی باد در مراحل پیشرفته ای قرار گرفته است و انرژی باد از آنرژی های تجدید شونده و مزایایی همچون پاک بودن فعال ، مداوم و فاقد آلودگی است. توربین های بادی یک تکنولوژی خیلی پیشرفته است که قابلیت تنظیم ،ترکیب آسان و کاربرد سهل و راحت ،توانایی تولید انرژی بیش از 200 برابر نیاز جهانی امروزی است. گروه کاری مرتبط با تغییرات هوایی و زیست محیطی می گویدكشورهاي صنعتی لازم است نسبت کربن تولیدی خود را در طی نیم قرن حاضر کاهش دهند . به نظر گروه فوق لازم است كشورهاي صنعتی کشورهای در حال توسعه را در برنامه های کاهش آلاینده های تغییر دهنده آب و هوایی یاری دهند. با توجه به گزارش ائتلاف وکلای محیط زیست گرمایش زمین به علت عدم درک اهداف تکنولوژی مناسب که دولتها برای کاهش فقر در جهان به میزان نصف در ابتدای سال 2015،محیط زیست را تهدید می نماید. این گزارش می افزاید که این پدیده ممکن است پیشرفت بشری را دچار اختلال نماید.

چرا نمی‌خواهیم زمین گرم تر شود؟
بعضی وقت ها مسائل كوچك می‌توانند به مشكلات بزرگی تبدیل شوند! مثلاً به مسواك زدن دندان‌هایتان فكر كنید. اگر شما یك روز مسواك نزنید، هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد، اما آیا می‌دانید اگر یك ماه دندان‌هایتان را مسواك نزنید، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این همان چیزی است كه برای زمین نیز اتفاق می‌افتد. اگر دمای هوا فقط چند روز، بالاتر از حد طبیعی باشد، چندان مهم نیست، چون دمای زمین تقریبا ثابت می‌ماند. اما اگر دمای هوا مدت زیادی بطور مداوم بالا برود، كره زمین با مشكلات اساسی مواجه خواهد شد.
دمای متوسط زمین در طول قرن گذشته تقریبا 5/0 درجه سانتیگراد افزایش یافته‌است؛ دانشمندان انتظار دارند كه در طول 100 سال آینده متوسط دمای زمین 5/1 تا 5/3 درجه سانتیگراد افزایش یابد. شاید فكر كنید «این كه چیزی نیست»، اما همین مقدار می‌تواند آب و هوای زمین را به طور بی سابقه‌ای تغییر دهد. زمانی‌كه این پدیده رخ دهد، ممكن است تغییرات بزرگی در سطح آب اقیانوس‌ها، مزارع كشاورزی و هوایی كه تنفس می‌كنیم یا آبی كه می‌نوشیم، رخ دهد. با گرم شدن آب و هوا و تاثیر آن بر مزارع كشاورزی، منابع غذایی انسان‌ها كاهش می‌یابد، آب بیشتری بخار می‌شود و در نتیجه انسان ها با كمبود آب شیرین مواجه خواهند شد. این تغییرات روی حیوانات و گیاهان هم تاثیر منفی می‌گذارد. اگر این تغییرات به آرامی اتفاق بیافتد، جانوران و گیاهان خود را با آن وفق می‌دهند، اما اگر این تغییرات خیلی سریع اتفاق بیافتد، چرخه زيستي با خطرات جدی روبرو می‌شود، مثلا پرندگان و جانورانی كه در فصل‌های مختلف سال به جاهای دیگر مهاجرت می‌كنند، ممكن است مكان مناسبی را برای مهاجرت پیدا نكنند و یا غذایی برای خوردن نداشته ‌باشند. مقدار آب دریاها در اثر ذوب شدن یخ ‌های قطبی افزایش می‌یابد و از سوی دیگر بر اثر افزایش دما، آب دریاها و اقیانوس ها منبسط می‌شود. اگر آب اقیانوس منبسط شود، فضای بیشتری را اشغال می‌كند و در نتیجه سطح آب دریاها بالا می‌آید. سطح آب دریا ممكن است در قرن آینده چند سانتیمتر یا حداكثر 1 متر بالا بیاید. در این صورت مردمی كه خانه‌هایشان در كنار ساحل دریا قرار دارد و جزیره‌نشینان، خانه‌های خود را از دست می‌دهند و مزارع ساحلی هم به زیر آب می‌روند. در اثر بالا آمدن آب دریا منابع آب شیرین نیز غیرقابل استفاده می‌شوند. مدل‌هاى جوی پیش‌بینى می‌كنند تا سال 2100، دماى كره زمین از 1 تا 5/3 درجه سانتی‌گراد افزایش یابد و این مقدار بیش از تغییرات دمایى در 10 هزار سال گذشته خواهد بود، بنابراین اتحاد كشورها به منظور كنترل و تثبیت گازهاى گلخانه‌اى منتشره یك ضرورت است.

گرمای هوا اثرات مخربی دارد كه ذیلا به آن اشاره می كنیم :

1- اثر بر روی تولید محصولات كشاورزی: در سال 1381 گرما و خشكسالی محصول غله هند، آمریكا وكانادا را بشدت كاهش داد. در نتیجه محصول غله جهان 90 میلیون تن یا 5 درصد كم تر از مصرف آن شد. در سال 1382 گرمای شدید اروپا موجب شد محصول غله كاهش یابد و بار دیگر تولید غله 90 میلیون کم تر از مصرف آن بود. در سال 83 بارندگی بهتر شد اما در سال 84 خشك سالی در آمریكا محصول غله جهان را 34 میلیون تن كاهش داد.

2- آفات و بیماریها : افزایش درجه حرارت شرایط مناسب برای انتشار آفات و حشرات ناقل بیماری مانند پشه ناقل مالاریا را فراهم می کند.

3- تلفات جانی : در سال 1376 شمسی 700 نفر از ساكنان شیكاگو در اثر گرما جان باختند. در اردیبهشت ماه سال 1381 شمسی گرمای هوا در هند به 50 درجه رسید و بیش از 1000 نفر در استان آندرا پرادش جان خود را از دست دادند. در سال 1382 موج شدید گرما در اروپا غوغا كرد و درجه حرارت بطور بی سابقه ای افزایش یافت و در اثر آن 49000 نفر در 8 كشور اروپاجان خود را از دست دادند . در ایتالیا 18000 نفر مردند. در فرانسه تلفات 14800 نفر بود. تعداد كسانی كه در اثر گرمای آن سال در اروپا مردند 15 برابر تعداد كسانی بود كه در اثر حمله 11 سپتامبر سال 2001 به مركز تجارت جهانی در نیویورك جان خود را از دست دادند.

4- ذوب شدن یخ : یكی دیگر از عوارض گرمای كره زمین است. در اثر آن مناطقی مانند بنگلادش و جزایر مالدیو و شهر های ساحلی لندن و نیویورك و شانگهای اول از همه خسارت خواهند دید.

5- افزایش ارتفاع آب دریاها : افزایش حرارت جهانی منجر به افزایش مد اقیانوس ها علاوه بر آن ذوب یخ ها نظیر گرینلند که پیش بینی می شود ارتفاع آب دریا از 1/0 به 5/0 متر در طی نیم قرن جاری افزایش یابد.
این افزایش احتمالی ارتفاع آب برای مناطق مسکونی ساحلی و زمین های زراعی آنها تهدید بشمار میرود همچنین مخازن آب پاک ساحلی و برخی از جزایر را نیز تهدید می نماید.


6- توفان های شدید : در اثر گرما، تبخیر بیشتر می شود و در اثر ذوب یخ ها هم آب بیشتری وارد اقیانوس ها می شود . پس حجم آب بیشتر می شود و میزان تبخیر نیز افزایش می یابد. آبی كه با تبخیر بالا می رود باید در جایی فرود آید. پس تعداد توفان ها و شدت آن ها بیشتر می شود. در اثر گرمای جو بارندگی بیشتر به شکل باران صورت می گیرد نه برف . در نتیجه یخچال های كوهستانی كه ذخایر اصلی آب جهان هستند روز به روز ضعیف تر می شوند و توفان ها و سیل ها شدید تر. در سال 1377 شمسی توفان میچ ( Mitch) كه یكی از قوی ترین توفان های تاریخ اقیانوس اطلس است روی داد . سرعت این توفان 360 كیلومتر در ساعت بود. در اثر آن ظرف دو سه روز در نیكاراگوئه و هندوراس 2 متر باران بارید. در اثر آن غیر از خانه و مدارس و كارخانه و جاده و پل وغیره 70 در صد خاك سطحی هندوراس از بین رفت. لذا اكنون كشاورزی دراین كشور حاصلی ندارد. در مجموع این توفان 11000 نفر تلفات داشت و اقتصاد منطقه كارائیب را نابود كرد. فلورس ، رئیس جمهور هندوراس اعلام كرد: " در مجموع این توفان ظرف چند روز آن چه را که برای احداث آن 50 سال زحمت كشیده بودیم نابود كرد" در اثر این توفان رشد دو کشور نام برده 20 سال به عقب افتاد. در 1383 در ژاپن 10 توفان مهم رخ داد كه در مجموع 10 میلیارد دلار خسارت ایجاد كرد. در همان فصل سال در فلوریدای آمریكا 4 توفان بسیار شدید رخ داد كه در تاریخ امریكا كم سابقه بود در اثر این 4 توفان شركت های بیمه 22 میلیارد دلار خسارت به مشتریان خود پرداختند و به ورشكستگی نزدیك شدند. سال بعد یعنی 1384 توفان كاترینا رخ داد كه این توفان ها در مقابل آن هیچ بودند. ارتفاع آب 6 متر بود و بسیاری از شهرك های ایالات متحد یكسره نابود شد. توفان بشدت به شهر تاریخی نیو اورلئان صدمه زد و در اثر آن در مجموع صد ها هزار نفر بی خانمان شدند. این توفان كه علت آن بالا بودن درجه حرارت سطح آب در اقیانوس بود طبق برآورد های اولیه حداقل 200 میلیارد دلار خسارت بر جای گذاشت.

7- كمبود آب : آنگاه كه اولین فضانوردان به دور كره زمین سفر می كردند یكی از چیز های جالبی كه در زمین می دیدند دریاچه چاد در آفریقا بود. اكنون آنها بسختی می توانند این دریاچه را تشخیص دهند. سه كشور پر جمعیت نیجریه و نیجر و چاد آن قدر آب رودخانه های منتهی به دریاچه را برای آبیاری مصرف كرده اند كه اكنون حجم دریاچه نسبت به سال 1960 تقریبا 95 درصد كاهش یافته. دریاچه آرال واقع در شوروی سابق به علت مصرف بیش از حد آب رودخانه های سیحون و جیحون نابود و آب آن شور شده است. رودخانه كلورادو واقع در جنوب غربی ایالات متحد و رودخانه زرد در شمال چین دیگر به دریا نمی رسند و قبل از آن خشك می شوند. رود های نیل در مصر، رود سند كه عمده آب آبیاری پاكستان را تامین می كند و رود گنگ كه در منطقه پر جمعیت گنگ در هند جاری است نیز وقتی به دریا می رسند دیگر از یك نهر باریك ترند. این ها را می توا ن دید اما پایین رفتن آب های زیر زمینی دیده نمی شود. میلیون ها چاه حفر شده كه سطح همه آنها پیوسته سقوط می كند. هر انسان روزانه بطور متوسط 4 لیتر آب مصرف می كند اما آب لازم برای تولید غذای مصرفی او 200 لیتر در روز یعنی 500 برابر آن است. عمده آب جهان یعنی 70 درصد آن صرف آبیاری می شود. 20 درصد آن صرف صنعت می شود و 10 درصد دیگر به مصارف مسكونی می رسد. از آنجا که عمده آب هر کشور صرف آبیاری زمین های زراعی می شود و تولید هر تن غله به 1000 تن آب نیاز دارد، كشور هایی كه به كمبود آب دچار می شوند به جای آب غله وارد می كنند. بنا براین یکی از اصلی ترین عواقب گرم شدن کره زمین کاهش تولید کشاورزی، افزایش رقابت بر سر غله محدود جهان، و بالا رفتن قیمت غله در بازار جهانی است.

8- آسیب به مخازن آبهای شیرین : طی پنجاه سال آتی تعداد افرادی که از کاهش آبهای شرب سالم رنج خواهند برد از پنج ميلیارد به هشت ميلیارد می رسد.

9- افزایش حوادث آب و هوایی : افزایش دوره های خشکی و سیلابها ،طوفانها و غیره اجتماعات و اقتصاد آنها را آزار می نماید. بشریت تا بحال با چنین تهدید زیست محیطی مواجه نشده است و شگفتا که كشورهاي در حال توسعه که سهم کمتری در این تغییر بر عهده دارند، بیشترین آسیب را متحمل خواهند شد. بنابراین همگی ما مسئول توقف فوری چنین بحراني هستیم ودر صورتیکه در اتخاذ تدابیر وروشهای مناسب در جلوگیری از افزایش حرارت کوتاهی نماییم چه بسا گرفتار مشکلات و تهدیداتی شویم که اجتناب از آنها امکانپذیر نباشد.

تغييرات آب و هوايي و بهداشت عمومي :
تغییرات آب و هوايي جهان به‌طور خاص مي‌تواند به تندرستي انسانها آسيب برسانند زیرا باعث افزايش بيماري‌هاي قلبي-تنفسي، اسهال، مالاريا و ساير بيماري‌هايي كه حشرات ناقل آن هستند، مي‌شود. اين طور به‌نظر مي‌رسد كه گرم شدن جهان به سرعت در حال به وقوع پيوستن باشد؛چرا كه فعاليت‌هاي بشر منحصراً با سوزاندن سوخت‌هاي فسيلي است و همين سوخت‌ها در جو به ميزان قابل‌توجهي دي‌اكسيد كربن و ساير گازهاي گرمايشي توليد مي‌كنند كه سبب نازك شدن لايه اتمسفر هم مي‌شود. در حال حاضر، ميانگين سطح دماي جهاني رو به افزايش بوده و پيش‌بيني مي‌شود كه در قرن‌هاي آينده بين ۴/۱ تا ۸/۵ درجه سانتيگراد هم افزايش يابد و خطر سيل‌ها، خشكسالي‌ها و توفان‌هاي مخرب هم بيشتر شود.
همچنين، آب و هواي گرم و خشك مي‌تواند چشم‌انداز ما را نيز دگرگون كند و پروفسور ايان كروته سرپرست فني بخش زيست شناسي و علوم زيستي واحد مطالعه كنسولي روتامستيت، رشد بيشتر ذرت‌ها را پيش‌بيني كرده است كه امكان احياي درختان ميوه، صنعت پرورش گياهان گلخانه‌اي، ميوه و سبزيجات و انتقال آنها به شمال وجود خواهد داشت. به گفته وي، انتظار نمي‌رود كه ما براي هميشه زمين‌هاي مزارع آفتابگردان يا درختان زيتون داشته باشيم. هر چند دگرگوني‌هاي آب و هوايي به شيوه زندگي ما لطمه بسياري وارد مي‌كند؛ اما اتفاقاتي مانند خشكسالي بر كاهش و افزايش بهاي گندم در يك منطقه خاص و به تبع آن در سطح جهان تأثير مي‌گذارد. دوران غذاي ارزان از زمان جنگ دوم جهاني به پايان رسيده است و قشر كم درآمد جامعه به سختي خواهند توانست برنامه غذايي كامل و سالمي داشته باشند.

تغییرات بنیادی در امر بهداشت عمومي :
قصور در حل اين مشكلات پيامدهاي جبران‌ناپذيري را به‌دنبال دارد و براي همين تلاش مي‌شود تا با کاهش سطح تولید دی اکسید کربن ، به اين امر كمك شاياني بكنيم. ايان رابرتز، استاد دانشگاه علوم بهداشتي و طب مناطق گرمسيري لندن در اين باره مي‌گويد: «آنچه كه ما براي روبه‌رو شدن با دگرگوني‌هاي جوي انجام مي‌دهيم، بعضاً مي‌تواند انقلابي را در امر بهداشت عمومي صورت دهد.
براي نمونه، كاستن از وابستگي به‌خودروهاي شخصي به معناي اين است كه بيشتر مردم پياده روي يا دوچرخه سواري كنند كه اين امر سبب كاهش وزن مي‌شود. اين مسئله همچنين سبب كاهش تصادفات جاده‌اي مي‌شود كه سالانه جان بسياري از انسانها را مي‌گيرد. در حال حاضر، ما در دوره نادرستي قرار داريم كه از خودروهاي شخصي خود بيشتر استفاده مي‌كنيم و هر روز هم چاق‌تر مي‌شويم؛ چرا كه ورزش نمي‌كنيم و تحرك نداريم. هر اندازه كه به وزن ما افزوده مي‌شود، ما نيز به استفاده از سوخت‌هاي فسيلي وابسته‌تر مي‌شويم؛ چون به‌طور كلي به پياده روي يا دوچرخه سواري تمايل داشته و نياز داريم كه اين حلقه را بشكنيم.اگر خط‌مشي دگرگوني‌هاي جوي را براي ارتقاي تندرستي خود طراحي كنيم، به افزايش ضخامت لايه ازن هم كمك خواهيم كرد و اين تنها بخش ناچيزي از خبر خوب در اين زمينه است.»
توفان ويرانگر سال ۲۰۰۳، هنگامي كه دما در نيمكره شمالي به بالاترين حد ممكن رسيد و بيش از ۳۵هزار نفر را به كشتن داد و سيل‌هاي تابستان گذشته، نشان دهنده افزايش ميزان بيماري‌هاي روحي و رواني است.

تغييرات آب و هوايي چگونه بر سلامت افراد تاثير مي گذارد؟
تغییر آب و هوای کره زمین ممکن است به شیوع بیشتر برخی از بیماری‌های عفونی وتنفسی و نیز افزایش آسیب‌های ناشی از توفان‌ها و آتش‌سوزی جنگل‌ها بینجامد. گروه "پزشکان طرفدار محیط‌ زیست استرالیا" در گزارش خود در این باره می‌گویند در دهه آینده سلامت کودکان و سالمندان بیش از همه در معرض خطر ناشی از افزایش درجه حرارت کره زمین هستند.
این پزشکان در گزارش خود پیش‌بینی می‌کنند که پدیده گرمایش جهانی باعث طیف گسترده‌ای از بیماری‌ها از گرمازدگی و سایر عوارض ناشی از فشار گرما (که بر قلب، عروق خونی و ریه‌ها تاثیر می‌گذارند)، جراحات ناشی از توفان‌ها و سایر رویدادهای شدید آب و هوایی، و بیماری‌های آلرژی می‌شود. علاوه بر این آلودگی بیشتر هوا به افزایش بیماری‌های تنفسی می‌انجامد و افزایش درجه حرارت خطر بیماری‌های عفونی مانند : گاستروآنتریت و بیماری‌های منتقل شونده بوسیله پشه مانند تب دنگ را بالا می‌برد.

آمادگی در برابرآثار تغییرات جّوی بر تندرستی :

ارتباط میان تغییرات جوّی و وضعیت تندرستی روز به روز روشن تر می شود و مستلزم تلاش های مسئولان و متخصصان بهداشت عمومی ، برای حصول اطمینان از آمادگی نظام های بهداشت و درمان و مردم جهان در شرایط بحرانی اوضاع است.
دانشمندان جهان در مورد این که تاثیر تغییرات جوّی ناشی از فعالیت های انسان و تاثیر آب و هوا بر عملکرد های بیولوژیک که برای حیات جنبه بنیادی دارند، دارای اتفاق نظر هستند.
در 7 آوریل، سازمان جهانی بهداشت، موضوع روز این سازمان را "حفاظت حیات در برابر تغییرات جوّی" تعیین کرد. در ایالات متحده آمریکا نیز، موضوع هفته ملی بهداشت عمومی، از 7 تا 11 آوریل، تحت عنوان "تغییرات جوّی: تعادل تندرستی ما" تعیین گردید.

سیاست انرژی = سیاست بهداشتی

به گفته سازمان جهانی بهداشت، مردم جهان هم اکنون، به وجود بیماری های حساس به وضعیت جوّی که میلیون ها انسان را به کشتن می دهد، شده اند. سوء تغذیه موجب مرگ بیش از 3,5 میلیون تن در سال می گردد، بیماری های اسهالی سالانه جان 8/1 میلیون تن را می گیرد و مالاریا سالی 1 میلیون کشته بر جا می گذارد.
دیگر رویداد های اخیر دال بر تغییرات جوّی در آینده اند – موج گرمای اروپا در سال 2003 که منجر به کشته شدن 70,000 تن گردید؛ شیوع تب ناحیه "دره شکافته" در آفریقا؛ توفان کاترینا در سال 2005 که در پی آن 1800 تن کشته و هزاران تن بی خانمان شدند؛ شیوع مالاریا در ارتفاعات شرق آفریقا؛ شیوع وبا در بنگلادش. گرم شدن کره زمین با سایر خطراتی که سلامت انسان ها را تهدید می کنند، متفاوت است، زیرا بر خلاف سموم و میکروب های تک عاملی، تغییرات جوّی از چند جهت سلامتی انسان را تهدید می کند. با کاهش سوخت های فسیلی و تشویق مردم به پیاده روی بیشتریا استفاده از دوچرخه و وسایل نقلیه عمومی به جای اتومبیل – از آلودگی هوا کاسته شده ، سلامت فردی را بهبود می بخشد و از انتشار گاز های گلخانه ای و در نتیجه ًگرم شدن کرۀ زمین جلوگیری می کند. مسلما، چالش هایی که به دلیل تغییرات جوّی در مقابل ما قرار گرفته باید هر چه زود تر از طریق بهینه سازی زیرساخت های بهداشتی، ذخیرۀ انرژی و سیاست های برنامه ریزی شهری، برطرف گردد. در صورتی که به همین منوال پیش برویم، تغییرات جّوی مسبب خطرات زیادی برای تندرستی انسان خواهد بود. از سوي ديگر، عمل كردن به برنامه هاي بهينه سازي مصرف انرژي می تواند فرصت هایی را هم به دست دهد که متضمن سلامت جسمانی، کاهش چاقی مفرط و بهتر شدن کیفیت هوا باشد .


آثار اقتصادي تغييرات آب و هوايي :

تغيير آب و هوا يكي از مهم‌ترين چالش‌هايي است كه بشر در سال‌هاي آينده با آن روبه‌رو خواهد شد.اين پديده مي‌تواند به‌عنوان عامل تهديد عمده امنيت غذايي جهان به شمار آيد، چرا كه اثر قوي بر توليد غذا و دسترسي و توزيع آن دارد. تغييرات غيرعادي در دماي هوا، ميزان بارش باران، افزايش دفعه‌ها و شدت خشكي و سيلاب داراي مفهوم دراز مدتي براي زيست پذيري و توليد اكوسامانه كشاورزي در دنياست.
زماني كه به بحث تغيير آب و هوا مي‌رسيم كشاورز هم مقصر و هم قرباني است.تخمين زده شده است كه بخش دام به تنهايي مسئول 18 درصد از پخش گاز گلخانه‌اي در جهان است، در حالي كه جنگل زدايي نيز سهم 18 درصدي از پخش دي اكسيد كربن را داراست. طبق نظر فائو، معرفي شيوه‌هاي مديريت بهبود يافته دام و فعاليت‌هاي مربوط به توليد محصول همراه با مديريت سازگار يافته جنگل‌ها مي‌تواند اثر بسيار معني داري داشته باشد. اتخاذ اقداماتي براي استفاده از زمين مانند حفظ و تداوم كشاورزي نيز مي‌تواند به نگهداري ميزان زيادي از كربن در خاك كمك كند. توليد برنج يك منبع عمده ديگر پخش گاز گلخانه‌اي است . چه بسا كه اين منبع، منبع اصلي متان انتروپوژنيك، با مقدار 50 تا 100 ميليون متر مربع تن در هر سال است كه از 130 ميليون هكتار مزارع برنج دفع مي‌شود در همين زمان شرايط هوايي نامطلوب مي‌تواند توليد محصول برنج را تهديد كند. محصولي كه بيش از نيمي از جمعيت دنيا را تغذيه مي‌دهد. مزيت اين گونه شرايط آب و هوايي اين است كه مي‌تواند ارقام متفاوت و بهبود يافته‌اي از برنج را كه مقاومت بيشتري به شوري دارند معرفي كند .
تحول سريع به سمت استفاده گسترده‌تر از سوخت‌هاي بيولوژيكي نيز مي‌تواند به كاهش پخش گاز گلخانه‌اي و در درازمدت به حفظ امنيت غذايي و محيطي كمك كند .

توأم نمودن ملاحظات آب و هوایی با توسعۀ پایدار :
کشور های در راه رشد، به درستی بر رشد اقتصادی، ادارۀ منابع زیست محیطی، ثبات اجتماعی و دیگر جنبه های توسعۀ پایدار تأکید دارند. ایالات متحد اعتقاد دارد سیاست گذاری های مربوط به آب و هوا باید این اولویت ها را مد نظر داشته و به تکمیل و پیشبرد آن ها که لازمۀ وجود جامعه ای سالم و انعطاف پذیر است، کمک کند. ایالات متحد به کشور ها مساعدت می کند تا سیاستگذاری های مربوط به تغییر آب و هوا را در دستور کار توسعۀ خود لحاظ نمایند.
* امريكا از سال 1991، و با صرف تقریبا ً 2,6 میلیارد دلار در برنامه های مربوط به آب و هوا تا به امروز(و بیش از 1,1 میلیارد دلار از سال 2001) عامل تغییر آب و هوا را در کمک های خود به توسعۀ جهانی منظور کرده است. استراتژی این آژانس لحاظ نمودن عامل تغییر آب وهوا در پروژه های مربوط به توسعه بوده است تا به این وسیله، ضمن استفاده از منافع آب وهوایی، به سایر اهداف خود، مانند توسعه در زمینه های انرژی و آب، مناطق شهری، حفاظت از جنگل ها، کشاورزی، و کمک در حوادث غیر مترقبه نیز دست بیابد.
* برنامۀ تغییر آب و هوای وابسته به یو اس اید دست به ایجاد یک راهنمای انطباق برای کمک به کشور های در راه رشد زده تا این کشور ها بتوانند مسائل مربوط به تغییرآب و هوا را در پروژه های توسعۀ خود بگنجانند. مثلا ً در مالی، یو اس اید برای کشت انواع گوناگون محصولاتی که بتوانند در برابر تغییرات آب وهوایی منجمله تغییرات دما و الگوی بارندگی مقاومت کنند، به کشاورزان کمک می کند. در آفریقای جنوبی که به لحاظ آب در تنگناست، یو اس اید مشغول همکاری با سهامداران محلی و شرکت آب می باشد تا این کشور، با مدیریت بر میزان تقاضا و ایجاد زیرساخت های ضروری، قادر باشد خود را با مشکلات احتمالی ناشی از تغییر آب و هوا انطباق دهد.

* در منطقۀ کارائیب، ادارۀ ملی امور اقیانوس و اتمسفر آمریکا (NOAA) با سکرتاریای جامعۀ کارائیب (CARICOM) درمورد پروژۀ انطباق با تغییر آب وهوا همکاری می کند. آمریکا با کشور های شریک خود برای گنجاندن مسئلۀ انطباق با آب و هوا در برنامه های توسعۀ ملی آن ها و همین طور سرمایه گذاری های خصوصی در برنامه های مربوط به آبفشان ها، ادارۀ مناطق ساحلی، و امدادرسانی همکاری دارد.
* با تکیه بر تلاش های منطقه ای موجود پیرامون علم آب و هوا و خدمات، آمریکا با تأمین بودجۀ لازم، دست به ایجاد برنامه ای موسوم به علم و ارزیابی جزایر منطقه ای اقيانوس آرام (Pacific RISA) زد که با همکاری جامعۀ جزایر اقيانوس آرام، به مدیریت در شرایط تهدید های آب و هوایی و مخصوصا ً در بخش های کلیدی مانند منابع آبی، منابع ساحلی، کشاورزی، ادارۀ حوادث غیر مترقبه، و بهداشت عمومی سامان ببخشد.

نتيجه گيري و پيشنهادات :
ضرورتهای زیست محیطی و محدویت منابع سنگواره‌ای لزوم تغییر سیستم فعلی انرژی و جایگزینی سوختهای سنگوراه‌ای را افزایش داده است. یک سیستم قابل قبول انرژی جایگزین باید مبتنی بر منابع انرژی تجدید پذیر باشد. امروزه برخی از انواع انرژیهای نو یا تجدید پذیر ، مانند انرژی باد ، حتی بدون در نظر گرفتن هزینه زیست محیطی سوختهای سنگواره‌ای ، قابل رقابت با منابع سنگوراه‌ای است و به صورت تجاری عرضه می شوند. کشور ما با برخورداری از پتانسیل بسیار غنی در زمینه انرژیهای تجدید پذیر، موقعیت مناسبی برای عرضه اینگونه انرژیهای در اختیار دارد. شایسته است که با استفاده بهینه از این نعمتهای الهی ، در برنامه ریزی انرژی کشور جایگاه مناسبی برای انرژیهای نو در نظر گرفته شود و با توجه به آثار زيانبار زيست محيطي گازهاي گلخانه اي حاصل از توليد و مصرف انرژي ها و سوخت هاي سنگواره اي و محدوديت منابع سنگواره اي لزوم تغيير الگوي سيستم توليد ومصرف انرژي فعلي و جايگزيني سوخت هاي فسيلي مبرهن و بديهي است.
در همين راستا راهكارهاي ذيل پيشنهاد مي گردد :
1- صرفه جویی در مصرف انرژی با استفاده از الگوهاي صحيح مصرف
2- جايگزيني انرژي هاي نوين با سوخت هاي فسيلي
3- افزايش بازدهي انرژي از طريق بهره گيري از ماشين آلات و تجهيزات مدرن و كم مصرف
4- بهره گيري از برنامه هاي كاربري اراضي و ارزيابي زيست محيطي در طرحهاي توسعه جهت حفاظت و پايش هر چه صحيح تر منابع طبيعي
5- حفظ تنوع زيستي گياهان و جانوران در منطقه با استفاده از روش هاي نوين
6- جلوگيري از قطع بي رويه درختان ، شكار جانوران و آبزيان و ...

نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 15:44 توسط نيما خانزاده| |

نام انگلیسی :  Estl-Abbasabad wetland    

نام فارسی :  تالاب استيل عباس آباد 

 

موقعیت جغرافیایی

 تالاب استيل عباس آباد  

اين تالاب در 7 كيلومتري شهر آستارا در حاشيه جاده لوندويل به آستارا قرار دارد.اهميت اكو توريستي اين تالاب از جهت نزديكي به جاده، تنوع چشم‌اندازهاي طبيعي همچون كوهستان، جنگل و مزارع و كشتزارهاي اطراف دوچندان مي‌شود.ضلع‌غربی آن پوشیده از جنگل و پوشش‌های سبز گیاهی است و در ضلع شرقی آن درختان توسكای شناور منظره بسیار جالب توجهی را بوجود آورده است كه در بهار و تابستان استراحتگاه مسافران بوده و از نظر گردشگری یكی از جاذبه‌های مهم تلقی می‌شود.
از ویژگی‌های مهم این تالاب وجود ماهیان مشهوری مانند كپور و اردك ماهی است همچنین این تالاب طبیعی جایگاه پرندگان كمیاب بوده كه برای زاد و ولد از اروپای مركزی، ماورای خزر و مناطق قطبی به این منطقه مهاجرت می‌كنند كه مهم‌ترین آن چینگیر نوك‌سرخ است.این تالاب 138 هكتار وسعت دارد و از مكان هاي گردشگرپذير استان گيلان است. وجود درختان توسكا در اين تالاب، جلوه اي ديدنی به آن بخشيده است. از ويژگي هاي تالاب عباس آباد آستارا اين است كه درختان اين تالاب به علت اينكه ريشه آنها در آب قرار دارد، همواره در پهناي تالاب جا به جا مي شوند و حركت مي كنند. به همين علت، تالاب آستارا به تالاب درختان شناور هم معروف است. ( در گویش محلی به این تالاب هستل به معنای آبگیر می گویند )

 

از سال 1384 تالاب استيل به عنوان يكي از پنج منطقه نمونه گردشگري استان گيلان شناخته شده است.

 

نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 15:20 توسط نيما خانزاده| |
دریای مرده که در فاصله ی مرزی اسرائیل و اردن قرار گرفته و مساحتی حدود ۹۲۰ کیلومتر مربع را پوشش می دهد کم ارتفاع ترین دریا در جهان است و حدود ۴۰۰ متر پایین تر از سطح دریاست.

این دریا دارای آبی بسیار شور ست زیرا چندین رودخانه همراه خود املاح معدنی به آن می ریزند اما هیچ رودخانه ای از آن خارج نمی شود. به همین خاطر تمام مواد معدنی مثل نمک در آنجا جمع می شود. در آب این دریاچه مقادیر عظیمی از انواع املاح معدنی از قبیل پتاس و مگنزیوم و بروم و برخی نمک های صنعتی وجود دارد و غلیظ ترین دریاچه ی نمک جهان محسوب می شود. نمک موجود در بحرالمیت ۴ برابر نمک موجود در آب اقیانوس است که این امر آنرا غیر قابل زیست برای حیوانات و گیاهان دریایی کرده و بدین جهت دریای مرده نامیده شده است. اما همین غنی بودن دریاچه از املاح معدنی گردشگران را از سراسر دنیا برای درمانهای طبی و دارویی به این منطقه جذب می کند.

آب این دریاچه آنقدر شور است که می توان روی آن دراز کشید. نمک موجود در آب دریاچه به شناگران کمک می کند تا روی آب شناور باقی بمانند. اگر روزی به بحرالمیت رفتید با خیال آسوده روی آب به پشت بخوابید و بدون ترس از غرق شدن کتاب بخوانید!

نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 18:6 توسط نيما خانزاده| |

آن لاندرز:گرفتاری‌ها و مشكلات را بخش جدايی ناپذير زندگی بدانيد.

 

كنفوسيوس:مرد بزرگ دير وعده می دهد و زود به انجام می رساند.

 

هربرت كاسون:نگرانی مانع بزرگی است فرا راه تفكر و خلاقيت.

 

ويليام سيمز:ترس از انتقاد،موجب مرگ نبوغ می‌شود.

 

اگ ماندينو:هميشه بخواهيد كه بهترين ها باشيد.

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 13:13 توسط نيما خانزاده| |
آیا میدانید که هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر 5 سانتی متر عبور کند ؟

آیا میدانید که طول رگهای بدن انسان 560هزار کیلومتر است ؟

آیا میدانید که یک قطره آب دارای 100 میلیارد اتم است ؟

آیا میدانید که تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار میمیرند؟

آیا میدانید که فیل بالغ در روز بطور متوسط 220 کیلوگرم غذا و 20 لیتر آب مصرف میکند ؟

آیا میدانید که تنها موجودی که میتواند به پشت بخوابد ، انسان است ؟

آیا میدانید که اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد ، فرزندان پسر او کوررنگ میشوند ؟

آیا میدانید که کوههای آلپ هر سال حدود 1 سانتی متر بلند میشوند ؟

آیا میدانید که چشم سالم انسان میتواند10 میلیون رنگ مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمییز دهد؟

آیا میدانید که خورشید روزانه معادل 126 هزار میلیارد اسب بخار انرژی به زمین میفرستد ؟

آیا میدانید که حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص 10 هزار بوی متفاوت است ؟

آیا میدانید که وزن یک کوه یخی 20 میلیون تن است ؟

نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 13:13 توسط نيما خانزاده| |

UNEP (برنامه جهانی محيط زيست سازمان ملل)

United Nations Development Programme

 برنامه محيط زيست يكی از كارگزاری‌ها و برنامه های وابسته به مجمع عمومی سازمان ملل متحد است و مشاركت و عضويت در برنامه مذكور از ملزومات و تبعات عضويت در سازمان ملل متحد می‌باشد.

صندوق محيط زيست سازمان ملل متحد يكی از اركان برنامه مذكور است كه مشاركت در برنامه محيط زيست سازمان ملل متحد از راه عضويت در آن انجام می‌گيرد.اين برنامه وظيفه بررسی مسائل زيست محيطی و برنامه ريزی جهت رفع مسائل را بر عهده دارد و از سال 1973 آغاز شده است و محل دبيرخانه آن نايروبی كنيا می‌باشد.

 IUCN (اتحاديه بين‌المللی حفاظت از طبيعت و منابع طبيعی)

International Union Conservation Natural))

 در سال 1948 تشكيل شده و هدف اصلی آن حمايت و حفاظت از طبيعت و تشويق و ترغيب نهادهای غير دولتی و دولتها است.تعيين گونه های نادر و در معرض خطر انقراض گياهی و جانوری بر عهده اين اتحاديه است.

 WWF (صندوق حيات وحش جهان)

 در سال 1961 تاسيس شده و مقر آن در سوئيس است و حمايت های مالی را درباره حفاظت از طبيعت انجام می دهد.

 اين سه سازمان به همراه سازمان خواروبار جهان(FAO) و يونسكو(سازمان تربيتی و علمی و فرهنگی ملل متحد) تا حدود زيادی عهده دار همه مسايل محيط زيست هستند و در سال 1980 برنامه استراتژی جهانی حفاظت (WCS)را به وجود آوردند.در همه اين سازمان های مسئله توسعه پايدار مطرح است.

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 13:12 توسط نيما خانزاده| |